خانه پاورقی یادداشت‌ها آشنایی با اصطلاحات رایج دنیای کمیک

آشنایی با اصطلاحات رایج دنیای کمیک

14 دقیقه خوانده شده

اصطلاحات نشر


کامیکز یا کامیک [Comics] عنوانی است که به کل مدیوم کامیک اطلاق می شود. مدیومی برای داستان‌گویی به وسیله ی تصویر و همراهی نوشته. درست مانند «سینما» یا «تلویزیون». کامیک ها ژانرهای مختلفی دارند و در سراسر دنیا منتشر می شود. کامیکهای ابرقهرمانی تنها یک ژانر از مدیومی است که خیلیها از ان با عنوان داستان مصور یاد می کنند. به غیر از امریکا، بلژیک و ژاپن دو مکتب و خاستگاه اصلی نوع دیگری از کامیک ها هستند که سبک بصری و زیبایی شناسی کاملا متفاوتی دارند. برای کامیکهای ژاپنی از عبارت مستقل مانگا استفاده می شود. در میان کامیکهای بلژیکی هم می شود به ماجراهای تن تن، آستریکس و اوبلیکس، لوک خوش شانس و بلیک و مورتیمر اشاره کرد که در کشور خودمان هم طرفدار دارند.

کامیک استریپ [Comic Strip] کامیک استریپ در باور عام، زیرمجموعه ی کاریکاتور و کارتون است. داستانی فکاهی که به زبان تصویر و کلام (توضیح یا دیالوگ شخصیتها) روایت می شود. هر کامیک استریپ یعنی چند قاب متوالی که به صورت ردیفی کنار هم چیده شده. کامیک استریپ ها از زمان پیدایش روزنامه ها و مطبوعات مدرن در نشریات حضور داشته اند. در دهه ی بیست میلادی، کامیک استریپ فقط مترادف طنز نبود و داستان ها و لحنهای دیگر را هم در بر می گرفت. خیلی از ابرقهرمانهای اولیه و شخصیتهای ماقبل سوپرمن، در دهه‌ی ۳۰ در قالب کامیک اسریپ های روزنامه ها و مجلات به تصویر کشیده شدهاند.

کامیکس [Comix] منظور از کامیکس آن دسته از کامیک هایی است که به صورت زیرزمینی و بدون دخالت ناشران اصلی منتشر می شد. این نوع کامیکها اواخر دهه‌ی شصت میلادی و دهه‌‌ی هقتاد در آمریکا و انگلستان رواج پیدا کردند. نکته‌ی مهم درباره ی کامیکس، فراتر رفتن از ممیزی و عرف کامیکهای جریان اصلی است. هر دو واژه ی Comics و Comix از نظر اوایی یکسان اند و اما با توجه به املا و رسمالخط مالوف، در ترجمه و فارسی نویسی، معادل اولی را کامیکز و دومی را به صورت کامیکس در نظر گرفته‌ایم.

کامیک فرعی [Alternate Comics] این اصطلاح بیشتر به بحث کامیکهای ابرقهرمانی مربوط است. معمولا هر شخصیت ابرقهرمان، یا یک مجموعه کامیک اصلی و اختصاصی شناخته می شود. اما ممکن است که در کنار این مجموعه ی اصلی، کامیکهای دیگری هم با محوریت همان شخصیت، به صورت محدود یا دنباله دار منتشر شود.

کامیک بوک [Comic Books] کتاب یا مجله ای است که در آن فقط کامیک چاپ می شود. ممکن است که مجله فقط به یک کامیک خاص محدود باشد یا چند کامیک مختلف را در بر بگیرد، معمولا وقتی از اصطلاح کامیک بوک (یا حتی کامیک) استفاده می شود، منظور کامیکهایی است که ه صورت دنباله دار و ماهیانه منتشر می شود. مانند سریال های تلویزیونی، کامیک بوک هم اثری سریالی و دنباله دار است.

رمان مصور [Graphic Novel] برخلاف کتابهای کامیک که داستان را به صورت سریالی و دنباله دار روایت میکند، رمان مصور فقط در یک یا چند شماره منتشر می شود و داستانی واحد و مستقل را در بر میگیرد. رمانهای مصور خارج از جریان کامیکها و کامیکهای ابرقهرمانی، با مضامین و سبکهای متفاوتی به چاپ میرسند. در بعضی نسخه ها، حجم نوشتار، به مراتب بیشتر از کامیکهای معمولی است. رمان مصور به حوزه ی ادبیات نزدیکی بیشتری دارد تا سرگرمی، اگرچه خیلی از رمان های مصور هم با موضوعات و فضای ابرقهرمانی منتشر شده‌اند.

مینی سری [Limited Series] مجموعه کامیکی است که داستان آن دنباله دار ولی تنها در چند شماره‌ی محدود منتشر میشود. این مجموعه‌ی داستانی ممکن است که با خط اصلی کامیک ها سازگار و یا همکار باشد یا داستانی کاملاً جداگانه و مستقل را دنبال کند.


اصطلاحات شخصیت ها


ابرقهرمان [Super Hero] اصطلاح ابرقهرمان پیش از پیدایش سوپرمن برای اشاره به قهرمان هایی در داستان ها به کار میرفت که ماجراجویی و انجام کارهای محیرالعقول شاخه ی اصلی شان بود. قهرمان‌هایی که بر خلاف اسطورههای کهن، انسان معمولی بودند، اما کارهای غیرمعمول انجام می دادند. در دهه ی سی این اصطلاح بیشتر یاداور نسل جدید قهرمانهای داستانهای عامه‌پسند در کامیک استریپ ها و مجلات پالپ بود. بعد از سوپرمن و شکل گیری یک ژانر جدید در کتابهای کامیک، ابرقهرمان مترادف شد با قهرمانی که مانند اسطوره ها از قابلیت هایی فرا انسانی برخوردار است اما داستان اش در دنیای معاصر و واقعی اتفاق میافتد. ابرقهرمان ها معمولا با هویت مخفی، لباس و ابزارهای ویژه و تلاش برای مبارزه با تبهکاران و اشرار همراه است. برخلاف نیروهای پلیس و مردان قانون، ابرقهرمانها به صورت مستقل و خودانگیخته برای مبارزه با خلاف و اجرای عدالت اقدام می کنند و حتی ممکن است که رودرروی پلیس قرار بگیرند.

قدرت ویژه [Super Power] عاملی که یک قهرمان معمولی را به ابرقهرمان تبدیل می کند. عنصر اصلی در تعریف ابرقهرمان، قادر بودن به انجام امور خارق العاده است. این قدرت میتواند فطری یا اکتسابی باشد. معمولاً قدرت های ویژه ابرقهرمان ها چند منشا اصلی دارند. مثلاً قدرت هایی با ریشه در اسطوره ها و جادو مانند و اندروومن، آکوامن و شزم؛ قدرتهای موجودات اهریمنی مانند گوست رایدر و اسپاون؛ قدرتهای بیگانگان فضایی مانند سوپرمن و شکارچی مریخی؛ قدرتهای حاصل از ازمایشات علمی و دستکاری بر روی انسان مانند کاپیتان امریکا، هالک و مرد عنکبوتی؛ و قدرت هایی که وابسته به یک شی یا ابزار خاص است. نمونه آخر هم میتواند زره مرد آهنی منطبق بر قواعد جهان واقعی باشد و یا کاملا تخیلی و فانتزی مانند فانوسِ فانوس سبز، قدرتهای ابر انسانی، مانند مقاومت فیزیکی یا زور باوز، صفات و تواناییهای انسان را به فراتر از حد معمول میرسانند. قدرت های فراانسانی ورای تعریف انسان قرار میگیرند، مانند گلوله های اتش یا میدان مغناطیسی با دست خالی.

ابرشرور [SuperVillain] همانطور که ابرقهرمان تعریف می شود، در نقطه ی مقابل اش ابرشرور قرار می گیرد. آنتاگویست های داستانهای ابرقهرمانی که قرار است جبهه ی شر را در داستان نمایندگی کنند. اما درست مانند ابرقهرمانها که با قدرت با ویژه و پرسونای قهرمانی جدا از هویت واقعی خود تعریف می شوند، شرورها هم در اکثر مواقع هویت واقعی خود را مخفی میکنند و با استفاده از قدرتهای غیرمعمول و ابزارهای خاص، به اهداف شوم دست مییازند! شرورها با توجه به قدرت و نقش- که در داستان دارند، به صورت ماژور یا مینور تقسیم بندی می شوند. شرورهای مینور معمولاً زیردست شرور های بزرگ یا همان ابرشرور ها هستند.

دشمن اصلی [Archenemy] بعضی وقتها دشمنی میان قهرمان و شرور از نبرد خیر و شرا فراتر میرود و به کینه و دشمنی شخصی تبدیل می شود؛ نوعی رقابت برای ضربه زدن به همدیگر، به همین دلیل دشمن اصلیِ قهرمان ممکن است که به جای نقشه و توطئه های شرورانه با انگیزه انتقام شخصی برگردد. معمولاً هر ابرقهرمانی یک دشمن اصلی دارد که الزاما قویترین و مهم ترین شروری که باهاشی روبهرو شده نیست.

ضد قهرمان [Anti-Hero] همان تعریفی است که در سینما و نمایش از ضدقهرمان داریم. قهرمانی پروتاگونیست که با اصول اخلاقی و جهان بینی مرسوم قهرمانهای جبهه ی خیر سازگار نیست ولی شر یا شخصیت منفی هم نمی تواند باشد. ضدقهرمانهای دنیای کامیک، میان ابرقهرمان ها و شرورها قرار می گیرند. شاید بشود گفت قهرمانهایی که برای نیل به اهداف خود، استفاده از هر وسیلهای را مجاز میدانند. مهمترین شاخصه در ضد قهرمان ها نداشتن کدها و محدودیتهای اخلاقی مانند کشتن ادامهاست.

پیکارگر [Vigilante/Crimefighter] معادل ویجیالنتی یا کرایم فایتر و منظور قهرمانی است که بدون توسل به قدرتهای ویژه و در خیابان به نبرد با اشرار برمیخیزد. تاکید روی عدم دارا بودن قدرت فراانسانی و محدود شدن مبارزه با خلافکارهای معمولی (به جای شرورهای قدرتمند) است اما پیکارگرها معمولا آرمان و انگیزه ی اجتماعی مشخصی هم دارند

ابرقهرمان راستکی [Real-Life Superhero] اصطلاح ابرقهرمان راستکی یا همان ریل – لایف سوپرهیرو، بیشتر از آن که به دنیای کامیکها مربوط باشد، برگرفته از دنیای واقعی است. ابرقهرمان راستکی کسی است که در دنیای واقعی تحت تاثیر ابرقهرمان ها، مانند آنها لباس بپوشد و برای مبارزه با جرم و خدمت به جامعه، به میان مردم بیاید. شخصیت کیک-اس (اردنگی) در داستان هایش یک ابرقهرمان راستکی است.

وردست [Sidekick] تعریف اش همان است که در فیلم فارسی ها دیده‌اید. شخصی که به عنوان دستیار و همکار ابرقهرمان حضور دارد و در ماجراجویی‌ها کمک اش می کند. هدف خلق شخصیتهای وردست که معمولا نوجوان بوده اند، جلب توجه بیشتر مخاطبان کم سن و سال و جلوگیری از بزرگسالانه و جدی شدن بیش از حد فضای کامیک بوده. رابین معروفترین وردست کامیک‌ها است. اما علاوه بر وردست، تعریف دیگری هم داریم به نام همدست. همدست ابرقهرمانی است که هویت مستقل و احاتمالاً کامیکهای خودش را دارد اما برای مدتی با ابرقهرمان دیگری همراه شده.


اصطلاحات داستانی


جهان دیگر [Alternate Universe] جهان اصلی هر ابرقهرمان، با خط اختصاصی کامیک هایش تعریف می شود. اما حضور شخصیت‌ها محدود به یک نسخه او یک کامیک نیست. وقتی که کامیک جدیدی بر مبنای یک شخصیت تعریف شود که جهان و خط داستانی اش با کامیک اصلی متفاوت باشد، از عنوان جدید با لفظ جهان دیگر یا آلترناتیو یاد می کنند. این جهان دیگر ممکن است به صورت متناوب و همچون یک جهان موازی ادامه پیدا کند. معمولا برای مشخص کردن دنیاهای داستانی مختلف در کامیکها از اصطلاح زمین دیگر استفاده می شود.

ریبوت [Reboot] مشابه راه اندازی مجدد در گجت ها، ریبوت کامیک هم یعنی با گرداندن کامیک‌ها به نقطه ی صفر و تعریف داستان از اول و به شیوهای تازه. مثل آن است که یک سریال در حال پخش را تمام کنی و سریال را دوباره از اول و با شکلی متفاوت بسازی. یعنی عنوان و کامیک تازه‌ای برای شخصیت تعریف نمی شود. ابتدایی ترین تحول بعد از ریبوت، تغییر زمان و فضای وقوع داستان و طراحی مجدد کاراکتر است. ایده‌ی ریبوت کردن، به ویژه در مورد شخصیتهای مهم، به تعداد انگشت شماری اتفاق افتاده.

کراس اور [Cross Over] وقتی اتفاق میافتد که داستان دو شخصیت کاملا مجزا به هم برسد و می تواند به دو صورت اتفاق بیافتد. حالت رایج‌اش وقتی است که شخصیتهای متعلق به یک ناشر که جهان داستانی مشترکی دارند، در کامیکهای همدیگر حضور پیدا کنند. حالت دوم مربوط به کامیکهایی است که اصلا با هم هیچ ارتباطی ندارند. مثلا شخصیتهای مارول با دی سی، در این حالت کراس اور به صورت یک مجموعه ی محدود یا مینی سریال و معمولا خارج از خط کامیک اصلی اتفاق میافتد. مانند بتمن و اسپاون.

جهان داستان [Fictional Universe] مسلماً هر داستانی برای خودش یک جهان خیالی دارد. اما در بحث کامیک‌ها این جهان داستانی یا خیالی اهمیت ویژه‌ای پیدا می کند. چرا که عناصر و شخصیتهای آن که الزاما با دنیای ما سازگار نیستند، مسیر و جهان بینی داستان را شکل می دهند. مثلا در دنیای افراد ایکس، جان اف کندی هم یک میوتنت بوده و به همین دلیل کشته شده. تمام کامیکهای ناشران اصلی، در مورد دنیای دی سی به دلیل وجود جهان های موازی متعدد، درک مشترک چاپ شده است. مثلا هر بودن جهان داستانی کمی پچیده یا متناقض به نظر می رسد.

خط داستانی [Story Arc] در داستانهای سریالی، به خط و طرح داستانی که طی چند قسمت ادامه پیدا می کند و در ان مدت مسیر سریال عوض می شود، کمان یا خط داستانی گفته می شود. در دنیای کامیکها، بارها پیش آمده که یک خط داستانی مشخص بعد از موفقیت، به صوت یک کامیک مجزا گزیده و چاپ شده است مثلا مرگی در خانواده از بتمن و دور های گذشته آینده از افراد ایکس.


منبع: شماره ۲۶۱ مجله دنیای تصویر

نوشتۀ کسری ولایی

برچسب‌ها

پسندیدید؟

در خبرنامه ثبت نام کنید و اخبار جدید را در ایمیل خود دریافت کنید

نگران نباشید ما اسپم نیست

چند سالی هستش که با دنیای کمیک آشنا شده ام و در سایت های مختلف کار میکنم، با شروع تابستان سال 1395 به تیم فانتزی لایف پیوستم و از آن موقع بعنوان دبیر بخش کمیک بوک این سایت فعالیت میکنم.

  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

۲ دیدگاه ها

  1. aria 1989

    ۱۸ تیر, ۱۳۹۶ در ۳:۰۳ بعد از ظهر

    اقا خیلی عالی بود دمتون گرم من خیلی اینا رو شنیده بودم ولی پنجاه درصدشو نمیفهمیدم بعد این فک نکنم با همچین کلماتی مشکل داشته باشم دستتون درد نکنه

پاسخ دهید

بررسی کنید

دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

     آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …