خانه پرونده‌ها کمیک‌بوک تاریخچه کمیک بوک در جهان! [قسمت ۲/۵]

تاریخچه کمیک بوک در جهان! [قسمت ۲/۵]

4 دقیقه خوانده شده

دکتر فردریک ورثهام ترسناک ترین اتفاقی بود که برای کمیک بوک ها اتفاق افتاد. او یک روانشناس بسیار سرشناس بود که فکر می کرد کمیک ها برای کودکان مضر است و تلاشهای وی در جهت سانسور آن ها تاثیرات هولناکی تا به امروز بر روی کمیک بوک ها گذاشته است.

هنگامی که محبوبیت بوک ها با معرفی سوپرمن اوج گرفت، توجه رسانه ای بسیاری به ان ها شد که بعضی منفی بود. این قسمتی از مقاله ای است که در روزنامه روزانه شیکاگو در تاریخ ۸ می ۱۹۴۰ چاپ شد:

نقاشی بد، چاپ بد، پرینت بد -ملغمه ای از چشم ها و سیستم عصبی جوان- که محرک کابوس های خشونت امیز است. سیاهی و قرمز خام ان حس رنگ شناسی کودک را نابود می کند و خشونت و مسائل جنسی را به ان ها تلقین می کند. والدین و معلمان در سراسر آمریکا، در صورتی که نسلی خشن تر از نسل کنونی نخواهند، باید دست به دست هم دهند و کمیک ها را نابود کنند.

این سنگ افکنی ها باعث شد تا کمپانی هایی مانند دی سی -که بزرگترین شرکت کمیک بوکی در ان دوران بود- یک تیم گرد هم  بیاورند و تغییراتی را اعمال کنند تا به مردم نشان دهند صنعت کمیک به فکر تفریح جمعی افراد است. این تیم ها متشکل از روانشناسان، حامیان کودکان و شهروندان محترم جامعه بود. اسامی این اشخاص داخل کاور های تمامی کمیک های دی سی چاپ می شد و اینتا حدی به ارام شدن اوضاع کمک می کرد اما نه برای مدت طولانی.

۵ سال بعد دکتر ورثهام یک کلینیک برای افراد فقیر تاسیس کرد. چندی پس از باز کردن کلینیک او به بحث اثرات کمیک روی کودکان علاقه مند شد. در ۱۹۴۸ او مخالقت علنی خود را با کمیک ها در مصاحبه ای با مجله کالیر با تیتر “وحشت در شیرخوارگاه” ابراز کرد. این مصاحبه اغاز تحقیقات ۷ ساله وی روی اثرات کمیک بود. در این مصاحبه او گفت:

تعداد کمیک های خوب ارزش بحث کردن را ندارد اما ان تعدادی زیادی که ماسک خوب بودن را دارند یک نگاه دقیق تر نیاز دارند.

چند هفته بعد او در نشستی در نیویورک با نام “روان شناختی کمیک ها” شرکت نمود. واکنش به نظرات دکتر ورثهام سریع بود. یک ماه بعد در نسخه ماه اوریل مجله تایم، داستانی در مورد یک افسر پلیس دیترویت به نام هری .اس توی چاپ شده بود که همه کمیک بوک ها ی موجود در جامعه اش را بررسی کرده بود و گفته بود:

پر بود از آموزه های کمونیستی و تبعیض جنسیتی و نژادی

والبته سوزاندن کمیک بوک ها در حجم بالااتفاق افتاد. در ۲۰ دسامبر ۱۹۴۸ مجله تایم خبری از ساکنان نیریورک چاپ کرد که خانه به خانه کمیک ها را جمع اوری و آتش زدند. «و بچه ها در پشت زمینه تماشا می کردند.»

در ۱۹۴۸ تعدادی از ناشران کمیک اتحادیه ناشران کمیک بوک «ACMP» را تشکیل دادند. هدف آن تنظیم خط مشی هایی برای نوشتن کمیک بود. ACMP هیئتی از افرادی بود که کمیک ها را قبل از چاپ تایید می کردند. اما چون شرکت های بزرگ مانند دی سی هیئت های داخلی خودشان را داشتند به ACMP ملحق نشدند. در همین حین اعضا هم بر روی خط مشی ها تفافق نداشتند.

بعضی از افراد در نظر خود بر علیه کمیک ها افراطی بودند. مثلاً در ۱۹۴۹ جرشون لگمن کتابی به نام “عشق و مرگ” نوشت و در آن گفت که کمیک ها کودکان را مانند حیوانات تربیت می کند.

دولت کانادا نیز در همان سال قانونی برای کنترل کمیک های با محوریت جرم و جنایت تاسیس کرد. این قانون که به “کد های جنایی” معروف است.

در ۱۹۵۰ دولت فدرال امریکا وارد ماجرا شد. یک کمیته متشکل از سناتورها به بررسی کمیک های با محوریت جنایی بر روی بچه ها پرداخت. یکی از قاضی های کمیته می گفت جرم هایی که پسران مرتکب می شوند الگویی مشابه کمیک ها دارند. به طور ناگهانی مقصر دانستن کمیک ها برای جرم ها به بهانه ای قابل قبول تبدیل شد.

با وجود اینکه افراد منتقد از کمیک ها زیاد بودند، بدترین نتیجه را کتاب دکتر ورتهام با نام “گمراهی بی گناهان” بدترین تاثیر را داشت. اودر این کتاب نوشت که خواندن کمیک در دوران کودکی بیشترین عامل تخلفات دوران نوجوانی است. به هر حال در این دوره خیلی از بچه ها کمیک می خوانند از جمله ان هایی که در نوجوانی خلافکار می شوند اما اودلیل این رفتار ها را صرفا ناشی از کمیک ها می دانست. اما از نظر ورتهام کمیک ها خیلی فراتر از تولید خلافکار پیش می رفتند و تصور کودکان از فیزیک را هم خراب میکردند چون سوپرمن پرواز می کرد! او می گفت چون رابین با شلوار کوتاه می چرخد پسر ها را هم جنس باز می کند و واندر وومن مانع این می شود که دختر ها “جایگاه” خود را در جامعه بفهمند.

صنعت کمیک و آن هایی که فکر می کردند که کمیک ها انقدر ها هم بد نیستند مبارزه کردند. آن ها گفتند که نظریات ورتهام جهت دار است چون فقط روی نوجوانان خلافکار مطالعه می کرد و او پاسخ داد “شاید ان هایی که خلافکار نیستند شرایط بدتری داشته باشند!!”

در زمان کمیک های ترسناک باتصائیر چندش اور هم به بازار امدند اما دکتر ورتهام قبول نمی کرد که خواننده این کمیک ها بزرگسالان اند نه کودکان چون در زمان جنگ جهانی دوم سربازان برای تفریح کمیک می خواندند. حتی امروزه هم این کمیک ها در برنامه های تلویزیونی دیر وقت برای بزرگسالان پخش می شود.

اما شرکت های چاپ کمیک هم در برابر این کتاب دکتر ورتهام عرض اندام کردند. برای مثال او در کتابش تصاویر هولناکی از کاور کمیک بوک ها جاپ کرد اما در ادیت نهایی و چاپ کتاب، نام شرکت هایی که این کاور ها را چاپ کرده بودند حذف شد. هنوز کسی نمی داند چرا اما احتمالا به دلیل فشار شرکت هایی کمیک بر اتنشارات کتاب گمراهی بی گناهان بوده است.

کتاب دکتر ورتهام باعث ایجاد تحقیقاتی در سنای امریکا در مورد رابطه بین بزهکاری نوجوانان و کمیک بوک ها شد.دکتر ورتهام برای شهادت دادن احضار شد. او پیروز میدان شد چرا که او تجربه زیادی در زمینه شهادت دادن جلوی افراد دولتی داشت در حالی که نماینده های شرکت های کمیک، تاجرانی بودند که اطلاعات زیادی در زمینه پروسه ادیت کمیک ها نداشتند و چون در مورد نحوه عملکرد شرکت های خود اطلاعات بالایی داشتند، فرستاده شده بودند.

نتیجه این جلسات این بود “یک کار گسترده در زمینه ضوابط درون خود صنعت باید جواب بدهد.”

پس شرکت های کمیک در جواب این رای اتحادیه مجله های کمیک امریکا «CMAA» را ایجاد کردند و یک مجموعه کد هایی در این زمینه را که به “سلطه ضوابط کمیکی” معروف بود ایجاد کردند. در ۱۹۵۵ رای خودش را در باره این کد ها داد “قدمی در راه درست” سنای امریکا هرگز کاملا نظریات دکتر ورتهام را به دلیل “کاتل نبودن محیط ازمایش” جدی نگرفت اما قبول کرد که کمیک ها ممکن است روی کودکانی که از ناراحتی های روانی رنج می برند تاثیرات منفی داشته باشد. در گزارش نهایی سنا امده است که اگر سیاست گذاری های داخلی جواب ندهد، خودشان وارد عمل می شوند و “مانع این می شوند که نسل جوان کشور ازکمیک های ترسناک و با موضوعات جنایی اسیب ببینند.”

پس این کمیته بر روی هر کمیکی که تایید می کرد یک مهر می زد و مشکل این بود که کمیک های ترسناک این مهر را نداشتند. از آن جایی که دکه های و فروشگاه ها کمیک های بدون مهر را قبول نمی کردند، بعضی از ناشران کمیک های ترسناک در دور خارج شدند. بعضی هم سازگار شدند و تبدیل به مجله شدند که اتحادیه کنترلی روی آن نداشت. اما اکثریت هنوز هم کمیک های ترسناک تولید می کنند اما شدت ان را کم کرده اند. کارول کمیکس از جمله این کمپانی ها است.

امروزه اتحادیه اهمیت خود را ازدست داده و مهر ان که روزی بزرگ بر روی کمیک چاپ می شد انقدر کوچک شده که خواننده به راحتی ان را نمی بیند. اگر شرکتی کمیکی دارد که با استاندارد های کمیته نمی خواند در هر صورت ان را چاپ می کند و فقط گاهی جمله “برای خوانندگان بزرگسال” را برای ان هایی که هنوز نگران اند چاپ می کند.

باید گفت که ورتهام به هیچ وجه موافق «CMAA» نبود.او فکر می کرد این صنعت نمی تواند خودش را اصلاح کند حتی بعد از این که شرکت های کمیک بسیاری ورشکست شدند، او هنوز شکایت می کرد که کمیک ها عناصر نامناسب دارند.

شروع دوباره ژانر سوپر قهرمان ها

در ۱۹۵۳ مارول سعی کرد سوپر قهرمان ها را برگرداند. در شماره ۲۴ مردان جوان مارول ۳ قهرمان را برگرداند. کاپیتان امریکا، نیمور و هیومن تورچ همگی داستان هایی داشتند که نشان می داد از زمان جنگ جهانی دوم مشغول چه کاری بودند. در این داستان ها کاپیتان امریکا معلم تاریخ شده بود و باکی، دستیار جوانش، از شاگردانش بود. رد اسکال برگشته بود و با کمونیست ها هم دست شده بود پس این به عهده کاپیتان امریکا و باکی بود که جلوی نقشه های شیطانی ان ها را بگیرند.

هیومن تورچ تووسط گانگستر ها دستگیر شده بود و در بیابان های نوادا دفن شده بود. وقتی آمریکا شروع به ازمایش بمب های هسته ای کرد، تششعات او را قوی تر کرده و او خودش را ازاد کرد و سعی کرد دستیارش تورو را پیدا کند. اومتوجه شد که گانگستر ها تورو را به کمونیست ها فروخته اند. پس مجبور شد او را نجات دهد و از شر شتشوی مغزی که به داده بودند رها کند.

برای شاهزاده نیمور بعد از جنگ اتفاقی نیفتاد. او به قلمرو زیرآبی خودش برگشت تا زمانی که امریکا دوباره به او نیاز پیدا کرد. نیروی دریایی آمریکا با ناپدید شدن مرموز تعدادی از کشتی هایش مشکل پیداکرده بود. آن ها به دست داشتن کمونیست ها مشکوک بودند. آن ها ساب مارینر را برای تحقیات احضار کردند و او کشف کرد دلیل غرق شدن این کشتی ها کمونیست ها نبوده بلکه کار تعدادی ربات از سیاره ونوس بوده است. بعد از این که ساب مارینر فرمانده ربات ها را شکست داد، آن ها به ونوس برگشتند و قسم خوردند که دیگر برنگردند.

متاسفانه این تلاش مارول موفقیت امیز نبود. کمی بعد از ان دی سی سعی کرد سوپر قهرمان هایش را برگرداند و موفق شد. این وقایع به عصر نقره معروف است.


ترجمه رومینا بورقانی

منبع ComicBooks

پسندیدید؟

در خبرنامه ثبت نام کنید و اخبار جدید را در ایمیل خود دریافت کنید

نگران نباشید ما اسپم نیست

چند سالی هستش که با دنیای کمیک آشنا شده ام و در سایت های مختلف کار میکنم، با شروع تابستان سال 1395 به تیم فانتزی لایف پیوستم و از آن موقع بعنوان دبیر بخش کمیک بوک این سایت فعالیت میکنم.

  • تاریخچه کمیک بوک در جهان! [قسمت ۵/۵]

    عصر حقه های تجاری در ۱۹۸۶ یک تراکنش تجارتی اتفاق افتاد که دنیای کمیک را تا به امروز تحت تا…
  • تاریخچه کمیک بوک در جهان! [قسمت ۴/۵]

    عصر برنز سوپر قهرمان های کمیک ها در ۱۹۷۰ یک تغییرات اساسی کردند. کمیک ها پیچیده تر شد، قوا…
  • کمیک چیست؟

    کمیک­بوک، همچنین مجلۀ کمیکی یا به طور ساده کمیک، نشریه­ای است که عبارت است از طراحی­های کم…

پاسخ دهید

بررسی کنید

تاریخچه کمیک بوک در جهان! [قسمت ۵/۵]

عصر حقه های تجاری در ۱۹۸۶ یک تراکنش تجارتی اتفاق افتاد که دنیای کمیک را تا به امروز تحت تا…