خانه پرونده‌ها زندگی نامه زندگی نامه جک کربی

زندگی نامه جک کربی

14 دقیقه خوانده شده

خانواده

جیکوب کرتزبرگ در شهر نیویورک در ۲۸ آگوست سال ۱۹۱۷ متولد شد. والدین او، بنجامین و رزمری کرتبرگ در اوایل همان قرن از اتریش مهاجرت کرده بودند. بنجامین در حرفه خیاطی مشغول بود و مانند خیلی دیگر از مهاجران کشور خودش در کارخانه های تولید لباس نیویورک کار می کرد و با وجود ساعات طولانی کار، باز در تامین نیاز خانواده خود مشکل داشت. کربی جوان خیلی زود مجبور به کار کردن شد. او درآمد کارش را برای خرید کمیک استریپ و مجله های مصور (آن زمان کمیک نبود) خرج می کرد و این داستان ها از همان زمان بر وی تاثیر گذاشتند. جک عضو باند خیابانی استافولک شد، آن هم در زمانی که در نواحی پایینی نیویورک هر کس عضو یک باند بود و اغلب با هم دعوا می کردند. باند خیابانی یانسی که بن گریم از ۴ شگفت انگیز با آن ها مشکل داشت در واقع الهام گرفته از دوران کودکی او بود. جک زمانی که نمی جنگید و یا کتاب نمی خواند، نقاشی می کرد برای همین خانواده اش با وجود داشتن مشکلات مالی، برای او برگه های بزرگ کاغذ پوستی می خریدند.

حرفه

ویل آیزنر

در بهار سال ۱۹۳۵ جک کربی اولین کارش بعنوان نقاش را شروع کرد. او توسط اگهی روزنامه توسط مکس فلشر به استخدام استودیو انیمیشن سازی در آمد که کارتون های ملوان زبل و بتی بوپ را تولید می کرد. او از پایین ترین سطح که رنگ امیزی سلول های انیمیشن بود شروع کرد. دستمزد آن خوب نبود و او دائما با رئیسش مشکل داشت اما او سمج بود و توانست مهارتش را برای جایگاه شغلی بالاتر نشان دهد. او با وجود گرفتن ترفیع کارش را در نهایت در سال ۱۹۳۷ ترک کرد. کار بعدی او در لیکلن نیوز بود، یک شرکت که کمیک استریپ های ارزان فیمت و تقلید شده از استریپ های اصلی به روزنامه هایی می فروخت که توانایی خرید اصلی ها را نداشتند. برای مثال جک یک تقلید مشابه از استریپ های ملوان زبل ای سی سیگر با اسم “سوکو سگ آبی” ایجاد کرد. جک کربی آثار زیادی در زمینه های مختلف از شوخی های سیاسی گرفته تا استریپ های وسترن تحت اسم هنرمند های زیادی برای استودیو ایجاد کرد (که خیلی از این هنرمند ها در واقع وجود خارجی نداشتند.) اما با وجود این ها درآمد این شغل هم برای حمایت کل خانواده اش کافی نبود در نتیجه وقتی شرکت مجبور به تعدیل نیرو شد او مجبور شد دوباره دنبال کار بگردد.

و این بار در صنعت کمیک کار پیدا کرد.

در اواخر دهه ۳۰ کمیک ها در واقع کمیک استریپ های جمع اوری شده روزنامه ها بودند که به صورت رنگی چاپ می شدند. در ۱۹۳۸ وقتی او کارش را در اینگر اند ایزنر استودیو شروع کرد، اولین شماره اکشن کمیکس به بازار امده بود. کربی و ویل ایزنر احترام متقابل یکدیگر را داشتند و کربی زمانی که برای ان ها کار می کرد، گاهی کار از جاهای دیگر هم می گرفت اما همیشه پولی دریافت نمی کرد و یک بار هم سرش کلاه رفت. کربی با ویکتور فاکس از فاکس فیچر سیندیکت اشنا شد. فاکس که دوست خودش را “شاه کمیک “بخواند، متوجه شد بود که چه پتانسیل پول سازی در صنعت کمیک است و با چاپ مرتب کمیک های معمولی افراد موفق صنعت رو به رشد کمیک، مانند ویل ایزنر و لو فاین، یک مغازه کمیک پر درامد داشت. دستمزد های فاکس کم اما منظم بود و آن جا بود که کربی با همکار اینده اش جو سیمون اشنا شد. سیمون متوجه استعداد کربی جوان شد و متوجه شد او نه تنها سریع کار می کند بلکه کیفیت کارش هم بالاست پس به او پیشنهاد داد برای کار اضافه روی کمیکی که او برای والتی پرس با نام “بلو بولت” به او کمک کند. و این اغاز مسیر طولانی همکاری ان ها بود.

سال های قبل از مارول

مارتین گودمن

سیمون خیلی زود کار برای فاکس را رها کرد و استودیو خودش را زد. او سعی کرد کربی را متقاعد کند به او بپیوندد اما هنوز دوران رکود به قوت خودش باقی بود و کربی به شدت به حقوق پایدار فاکس نیاز داشت. اما سیمون خیلی زود کار برای یک انتشاراتی به نام مارتین گودمن را شروع کرد که کمیک استریپ منتشر می کرد اما در مشکلات حقوقی و مالی قرار گرفته بود و تصمیم داشت از صنعت رو به رشد کمیک برای راه حل استفاده کند پس اولین شماره مارول کمیکس را تحت اسم کمپانی تایملی کمیکس منتشر کرد. گودمن سیمون را با قول درصدی از سود در صورتی که کمیک موفق باشد استخدام کرد و سیمون موفق شد او را متقاعد کند که کربی را استهدام کند و حقوق ثابتی به او بدهد. سیمون و کربی با ابداعات اولیه خود بسیار موفق بودند اما با یکی از کاراکتر هایشان حسابی غوغا کردند. امریکا داشت وارد جنگ می شد و از ان جا که ان ها همواره به دنبال تولید افراد شرور خوب برای داستان هایشان بودند، انتخاب طبیعی بعدیشان ادولف هیتلر بود.

و کاراکتر قهرمانی که با او مبارزه می کرد کسی نبود جز کاپیتان امریکا. ان ها این سوپر قهرمان را به گودمن، که فکر می کرد ساختن یک قهرمان وطن پرست ایده خوبی هست، ارائه دادند و گودمن در یک حرکت شجاعانه سری مجله اختصاصی به ان داد و خواست هر چه زودتر داستان ان وارد بازار شود. کربی سیمون و گودمن را متقاعد کرد که خودش می تواند کل کمیک را تنهایی بکشد. سیمون در مداد زدن های اولیه کمک کرد و تعدادی دیگر از هنرمند ها در کار رنگ امیزی همکاری کردند (کربی هیچوقت از رنگ امیزی خوشش نمی امد) و به این ترتیب ۲۰ دسامبر ۱۹۴۰ شماره ۱ کاپیتان امریکا وارد فروشگاه ها شد. در همین زمان بود که کربی با استنلی لیبر، که بعدا به استن لی مشهور شد، اشنا می شود و با او کار می کند. لیبر به عنوان دستیار برای سیمون و کربی کار می کرد و هر دو نفر از این فرد جاه طلب که می خواست نویسنده شود خوششان می امد. و لقب مشهور “استن لی” در تجربه نوشتن کمیک را در شماره ۳ کاپیتان امریکا کمیکس اولین بار ظاهر شد. سیمون و کربی متوجه شدند که گودمن با کمک حقه های حسابداری که در تخصص شرکت های بزرگ است، دارد سهم ان ها از فروش کاپیتان امریکا را بالا می کشد. برای مثال گودمن هزینه های اداری صرف شده را از سود خالص فروش کاپیتان امریکا کسر می کرد به به این روش سهم پرداختی به ان دو را کم می کرد برای همین سیمون و کربی با جک لیبویتز یک مذاکره پنهانی داشتند که ان ها را به دی سی کمیکس ببرد. این بهترین معامله تا ان زمان برای یک دسته ادم بی نامی که کار ان ها نقاشی کمیک است بود. بعدا به استن لی هم قول دادند او را وارد معامله کنند در نتیجه از او قسم رازداری گرفتند. با این حال گودمن از معامله حبردار شد و ان دو را بیرون کرد. ان ها مطمئن بودند که استن لی ان ها را لو داده و او هم این اتهام رد می کرد.

سال های قبل از دی سی

دی سی کمیکس خوشحال بود که سیمون و کربی را دارد اما همه انجا با اغوش باز پذیرای ان دو نبودند به خصوص یک ویراستار به نام مورت ویزینگر. او دوست داشت قدرت مطلق روی همه محصولات منتشره شرکت داشته باشد و از امتیازات به خصوصی که کربی و سیمون داشتند اصلا راضی نبود. او متن ها را برای ان دو می اورد که طراحی کنند و ان دو از ان موشک درست می کردند!! در اخر هم چون خواننده ها از نوشته های ان ها راضی بودند درست ان دو را باز گذاشتند (و ویزینگر هنوز هم ناراضی بود.)

یکی از اولین کار های کربی و سیمون که بسیار هم پرطرفدار شد پسران کماندو بود که یک گروه متشکل از ۴ پسر نوجوان از انگلیس، هلند، بروکلین و فرانسه بود که توسط یک نظامی بالغی به نام ریپ کارتر استخدام شده بودند.

جنگ جهانی دوم

جو سیمون

در سال های ۱۹۴۲-۱۹۴۳ کربی با دو وظیفه درگیر بود: یکی خدمت به کشورش و دیگری تامین خانواده اش که پول بیشتری از حقوق ارتش نیازداشتند. او نامه احضاریه را دریافت کرده بود اما به عنوان تنها نان اور خانواده معاف شده بود. او قصد داشت برای این کار به قول خودش “انقدر کمیک درست کند که بتواند به ارتش ملحق شود، هیتلر را بکشد و قبل از این که خواننده ها متوجه نبودشان شوند برگردند”

با وجود این که کربی و سیمون برای فرصت ساخت کمیک های خودشان مانند پسران کماندو، سندمن و من هانتر به دی سی ملحق شده بودند اما برای مدتی در دهه ۴۰ مانند خیلی از مردان جوان ان موقع کار خود را متوقف کرد: برای خدمت در نیرو های مسلح و انجام وظیفه میهن پرستانه اش در جنگ با محور برلین-رم (متحدین) .کربی در قسمت هایی اروپایی نبرد جنگید و چیزهایی که دید کارهای بعدی او را عمیقا تحت تاثیر قرار داد.

بعد از جنگ شرایط در دی سی تغییر کرده بود و ویراستار ها اجازه داشتند کار های کربی را وارسی کنند. وقتی سیمون از خدمت ارتش مرخص شد، هر دو دی سی را ترک کردند و رفتند تا برای یک دوست قدیمی به نام ال هاروی کار کنند. کربی و سیمون در اوج خلاقیت خود بودند اما ان زمان دوران بدی برای کمیک بود. ان ها متوجه شدند سبک محبوب و جدید کمیک جنایی است در نتیجه کار هایی مانند Justice Trap the Guilty خلق کردند. اما ان دو که نمی توانستند در حاشیه بمانند یک ژانر جدید کمیک اختراع کردند: کمیک های رمانیک. این ایده با خلق کمیک My Date اغاز شد که برداشت بامزه از فرهنگ افراد جوان بعد از جنگ بود و احتملا چند سال بعد مایه الهام کمیک های ارچی نوشته جان گلدواتر شد.

کربی و سیمون تصمیم کاری جدی تر در همین سبک اما کمتر نوجوانانه و بیشتر شامل احساسات عمیق تر باشد. در نتیجه کمیک های Young Romance به وجود امد که برای خوانندگان بزرگسال تر بود و شامل داستان هایی در باب خیانت، دل شکستگی و گریه بود. وقتی خواننده ژانر های سوپرقهرمانی به این کمیک های رمانتیک اولیه نگاه میکند، به نظرش می رسد که امکان موفقیت ندارد اما در دست جک کربی ختی یک جمله معمولی وزنی در حد اپرا شکسپیر پیدا می کرد. کار ان ها بسیار سریع جای خودش را در بازار پیدا کرد. ان ها استودیو خودشان راداشتند که حتی از استودیو قبل جنگ ان ها بهتر بود و یک مجموعه کمیک به نام foxhole داشتند که یک کمیک جنگی بود که به دست مردان جنگ رفته مانند کربی ساخته شده بود.

اما زمان بدی برای شرکت های کمیک نو پا و کمیک های جدید بد بود. وقتی کمیته ضوابط کمیک ساخته شد کربی و سیمون دیر به ان ملحق شدند و به همین دلیل اسیب دیدند. در اخر پایان مین لاین کمیک فرا رسید که به معنی پایان کار تیمی سیمون و کربی بود. سیمون به کار ویراستاری کمیک برای هاروی برگشت و کربی هم همان جایی که شروع کرده بود: کار روزمزدی

در اواخر دهه ۵۰ او در دی سی اولین کار های فانتزی خود از جمله House Of Mysteryو House Of Secrets که پایه اساس خیلی از داستان های عصر مارول شد. کربی به داستان گرین ارو یک چرخش به سمت تخیلی تر بودن داد. او هم چنین با همکای دو نویسنده به نام های دیو و دیک وود Challengers Of Unknown را ساخت که به نظر می رسد یک نسخه ازمایش برای گروه ۴ گانه سوپر قهرمان هایی است که سال ها بعد در مارول پایه می گذارد.

بعد از یک درگیری تلخ دیگر با جک شیف یکی از ویراستار های دی سی سر مسائل مالی و مفاد قرارداد کمیک Sky Masters Of the Space Force  دی سی را رها کرد و به تایملی کمیکس که در ان زمان اطلس کمیکس نام داشت برگشت و همکاری خود را با استن لی شروع کرد. همکاری نزدیک استن لی و جک کربی باعث کار هایی می شود که به عصر مارول معروف می شود و هنوز و بانی و خالق اصلی این اثار کاملا مشخص نیست (استن لی بوده یا کربی) اما کار های قبل از عصر مارول کربی نشان می دهد مقدار زیادی از ایده ها از او بوده است. او خالق و یا طراح بسیاری از کاراکتر های معروف مارول مانند ۴ شگفت انگیز، سیلور سرفر، نیک فیوری، بلک پنتر، اونجرز، نا انسان ها، ازگاردی ها و سلستیال. وقتی با همکاری استن لی گلاکتوس را در یک داستان ۳ قسمتی ۴ شگفت انگیز ایجاد کرد، بدون گفتن به استن لی سیلور سرفر را به عنوان اولیه نشانه های حضور گالاکتوس معرفی کرد.

کربی با همه این اوصاف مدت زیادی در مارول نماند و مرتبا از یک شرکت به یک شرکت دیگر برای یک قرارداد بهتر می رفت. اولین و مهم ترین توقف او در دی سی بود هنگامی که ناشر ان کارمین اینفانتینو او را تشویق کرد که برگردد. مهم ترین کار های او در دی سی darkseid، Etrigan The demon، The New Gods و.. بود. صنعت کمیک سازی در کل ارزش شاه کربی را درک می کرد حتی با وجود این که مدیرانش درک نمی کردند.

کربی کم کم علاقه اش را به کمیک به لطف تعدادی مدیر بی سلیقه از دست داد و به کاری برگشت که سال ها پیش انجام می داد :انیمیشن. او تعدادی کار برای هانا باربرا انجام داد که یکی از ان ها به طور طعنه امیزی سری کارتونی پر خطا ۴ شگفت انگیز استودیو در سال ۱۹۷۸ بود. و بعد در سال ۱۹۸۰ رفت تا برای روبی اسپیرز که توسط دو نفر از صدا گذاران سابق هانا باربرا پایه گذاشته شده بود روی کارتون “تاندار و باربریان” کار کند.

خیلی زود پاسیفیک کامیکس یک پیشنهاد بی نظیر به کربی داد: یک سری داستانی متعلق به سازنده. این قدمی بزرگ برای همه هنرمندان این صنعت بود تا شروع کنند برای حقوق خود مبارزه کنند. شرایط بعد از این برای کربی بهتر هم شد به خصوص هنگامی که وارد تالار افتخارات کمیک ویل ایزنر شد. این همان سالی بود که مارول هم کوتاه امد و تعدای از طراحی های اولیه کربی که مربوط  اوایل کار او بود را به وی برگرداند.

در اخرین سال های زندگی وی تاپس کمیکس خیلی از ایده های استفاده نشده او را گرفت و یک سری کمیک به نام Kirbyverse (دنیای کربی) ایجاد می کند.

کار های کربی در تمام تاریخچه کمیک تاثرات گسترده ای گذاشته است. حتی امروزه هم هنرمندان زیادی سعی می کنند نحوه واقعی نشان دادن صحنه ها به سبک شاه جک کربی را در کار خود تقلید کنند.

جک کربی در سال ۱۹۹۴ بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.


منبع: Comic Vine

مترجم: رومینا بورقانی

ویراستار: پدرام اسماعیل پور

پسندیدید؟

در خبرنامه ثبت نام کنید و اخبار جدید را در ایمیل خود دریافت کنید

نگران نباشید ما اسپم نیست

چند سالی هستش که با دنیای کمیک آشنا شده ام و در سایت های مختلف کار میکنم، با شروع تابستان سال 1395 به تیم فانتزی لایف پیوستم و از آن موقع بعنوان دبیر بخش کمیک بوک این سایت فعالیت میکنم.

پاسخ دهید