اژدهایان موجوداتی آتشین‌ دَم، خزنده و فلس‌دار با دو پا و دو بال‌اند که دندان‌ها و پنجه‌های تیز، بال‌های چرم‌مانند و گردن و دمی بلند دارند و گاه کاکلی خاردار که تا پشت‌شان امتداد دارد. سیمای‌شان در اساطیر ایران، در نهایتِ سهمناکی، زشت‌رویی و پلشتی تصویر شده است. آن‌ها از نخستین یاران اهریمن‌ بر شمرده شده‌اند که آفرینش نیکوی اهورامزدا را آشفته می‌نمایند؛ ولی توانایی تباه آن را ندارند.

اژدهایان آتشین دَم در اساطیر ایران موجوداتی‌اند که بیشه‌های ایران یا دشت‌های سرزمین‌های همجوار را با پلیدی و مرگ می‌آلایند. بیشتر این ددان که در دامنه‌ی کوه‌های بلند، بن دریاهای ژرف یا بیشه‌های شگفت‌انگیز خانه دارند، مردان را می‌درند و زنان و دختران پادشاه و بستگان او را می‌ربایند و از آن خود می‌سازند. در این گونه روایات با تباهی مردمان، ستوران، پدیده‌های نیکوی گیتی یا مرگ همسر یا دختر زیبارویی شاه به دست ددان اژدهافش، پهلوانانی همچون رستم(در روایات ماندایی و عامیانه)، گشتاسپ، اسفندیار(در روایت عجائب المخلوقات طوسی)، اسکندر مقدونی، اردشیر پاپکان، بهرام گور و بهرام چوبین به کارزار بر می‌خیزد و آنها را تباه می‌سازند.

پرداخت شخصیت و ویژگی‌های اژدها در روایات اساطیری چندان کامل و دقیق نیست، زیرا اسطوره تنها به آن بخش از سرگذشت زندگی یک باشنده‌ی اهریمنی (یا حتی قهرمان) می‌پردازد و آن را آنچنان می‌بالاند و با شکوه و اغراق درمی‌آمیزد که برای نمایش جهان‌بینی ویژه‌ی خویش و دیگر اهداف خود نیاز دارد.

در دانشنامه‌ی آزاد در مورد پیدایش اژدهایان بنا به اساطیر ایران آمده:
اگر فدیه گران‌بهایی نثار ایزدانی همچون آناهیتا و وای می‌کنند(یشت ۵، بندهای ۲۹–۳۱ و ۴۱–۴۳ و نیز یشت ۱۵، بندهای ۱۹–۲۱). بر اساس ادبیات اوستایی، هنگامی که اورمزد نخستین سرزمین نیک خویش را می‌آفریند(ایرانویج)، آنگاه اهرمن همه تن مرگ برای تباهی آن، اژدهایی(اژدهای سرخ) را در رود دائیتی پدیدمی‌آورد(وندیداد ۱، بندهای ۲–۴). از سوی دیگر نیز ایزد هم با رزم‌افزارهای خود به نبرد با اژدهای زرد برمی‌خیزد تا او را نابود سازد(یسنه ۹، بند ۳۰).

اژدهایان در داستان‌های حماسی چهره‌های گوناگونی به خود می‌گیرند که از میان آن‌ها دو گونه بیش از دیگر نمونه‌ها دیده و تکرار می‌شود:

اژدها در نخستین چهره، سیمای «فرمانروای بیگانه اژدروشی» را به خود می‌پذیرد که با تازش بر ایرانشهر و چیرگی بر پادشاه این سرزمین، فرمانروایی را در دست می‌گیرد، زندگی مردمان و ستوران آنان را تباه، باران و آب را دربند و خشکی و نیاز را بر سرتاسر زمین حکمفرما می‌سازد. این فرمانروای دژکامه انیرانی با رزم‌افزار جادویی و سپند قهرمان بی‌همتایی از تبار پادشاهان نیکوی ایرانی، تباه می‌گردد. آشتی، آرامش و زیبایی ارمغان پادشاهی نیک قهرمان بر ایران زمین است. روایت کارزارهای «فریدون و ضحاک»، «اسفندیار و ارجاسپ تورانی» (هر دو به نقل شاهنامه) و داستان نبرد پادشاهانی همچون «منوچهر، زو و کی خسرو با افراسیاب اژدهاوش» را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهره پادشاه دژکامه انیرانی پدیدار می‌گردد.

در کنار سیمای فرمانروای بیگانه بیدادگر، اژدر در برخی دیگر از روایات حماسی اژدهاکشی چهره دیگری را نیز نمایان می‌سازد. بر پایه این داستان‌ها، او همچون «مار یا سوسمار مهیب و غول آسایی» است که توصیف تنومندی پیکر و سهمناکی کردارش با گزافه، اغراق و مقیاس‌های فرابشری درمی‌آمیزد و خانه در بیشه‌های شگفت انگیز، کوهستان خشک یا آبهای شور دارد. بدین گونه او با چنگال‌هایی مرگبار و دم آهنج، بال‌هایی بزرگ و سیاه، گاه پیکری روئین‌تن و نیز با آتش سوزانی در کام خود به سوی مردمان و ستوران آنها می‌تازد و آنان را می‌اوبارد (= می‌بلعد). پادشاهان یا پهلوانان بزرگ ایران زمین به یاری گرز جادویی خویش به کارزار با اژدر بیم افزا برمی‌خیزند و نیروی تباهی و ویرانی را در پیکر سیاه و سهمناک اژدها سرد و خاموش می‌سازد.

برای بررسی بهتر و ژرف‌تر جهان‌بینی، درون‌مایه و ساختارهای درونی و برونی داستان اژدهاکشی در ادبیات کهن ایران و روند دگرگونی آن در درازنای زمان، روایات گوناگون این داستان را می‌توان در چهار گونه‌ی بنیادی «اساطیری»، «حماسی»، «تاریخی-افسانه‌ای» و «قصه‌های عامیانه» دسته‌بندی کرد. چرا که انگاره‌ها و بن‌مایه‌های باستانی هر یک از گونه‌ها دارای ساختار همانند و همگونی است و ردپای آئین‌های یکسانی در پس روایات گوناگون هر یک از این گونه‌های چهارگانه دیده می‌شود. از سوی دیگر، با نمادزدایی و بررسی روایات وابسته به یکی از گروه‌ها، می‌توان کارکردهای آئینی و بنیان‌های دینی همسانی را دید که تنها از آن روایات یکی از گونه‌ها است؛ به شکلی که داستان‌های گروه‌های دیگر از آن بی‌بهره‌اند. از این رو، گرچه می‌توان همگونی بسیاری را میان روایات گوناگون داستان اژدهاکشی دید؛ ولی برای بررسی بهتر ساختارهای درونی و برونی داستان، می‌باید پس از دسته‌بندی هریک از روایات در یکی از گروه‌های چهارگانه، به بررسی انگاره‌ها و بن مایه‌های کهن و نیز آئین‌های وابسته به آن پرداخت که در پس لایه‌های نوین داستان پنهان هستند.

پایان

  • اساطیر ایران: اَشَه وَهیشتَه

         اَشَه وَهیشتَه، اَرتَه وَهیشتَه یا اُردیبهشت به معنای بهترین راستی‌ و درستی‌ست. این و…
  • اساطیر ایران: وُهومَنَه

          وُهومَنَه، وُهومَن یا بَهمَن به معنای نیک منش یا نیک نهاد است. این واژه از دو جزء وُ…
  • اساطیر ایران: امشاسپندان

           امشاسپندان یا اَمِشَه سپَنتَه، جمع امشاسپند است که به معنای جاودانان پاک یا مقدسان …
  • اساطیر ایران: اَشَه وَهیشتَه

         اَشَه وَهیشتَه، اَرتَه وَهیشتَه یا اُردیبهشت به معنای بهترین راستی‌ و درستی‌ست. این و…
  • اساطیر ایران: وُهومَنَه

          وُهومَنَه، وُهومَن یا بَهمَن به معنای نیک منش یا نیک نهاد است. این واژه از دو جزء وُ…
  • اساطیر ایران: امشاسپندان

           امشاسپندان یا اَمِشَه سپَنتَه، جمع امشاسپند است که به معنای جاودانان پاک یا مقدسان …

پاسخ دهید

بررسی کنید

دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

     آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …