اژدهایان موجوداتی جادویی‌اند که در قاره‌های وستروس و ایسوس وجود دارند. تا همین اواخر برای بیش از صد و پنجاه سال منقرض شده، به حساب می‌آمدند و تنها نشانه‌ی باقی مانده از آن‌ها، بقایای اسکلت و تخم‌های اژدهایی‌‌ بود که تا پیش از آن‌که دنریس تارگرین بتواند سه اژدها از آن تخم‌ها بیرون آورد، تصور می‌شد به سنگ تبدیل شده باشند.

      ظاهر: اژدهایان موجوداتی خزنده و فلس‌دار به همراه دو پا و دو بال هستند که همانند خفاش‌ها، از بال‌هایشان به عنوان پاهای جلویی استفاده می‌کنند، گرچه در برخی آثار هنری نغمه‌ای از یخ و آتش، آن‌ها را با چهار پا و یک جفت بال به تصویر کشیده‌اند. آن‌ها دندان‌ها و پنجه‌هایی تیز، بال‌های چرم مانند، گردن و دمی بلند و همچنین کاکلی خاردار دارند که تا پشتشان امتداد یافته است. آن‌ها هنگام بیرون آمدن از تخم، تقریباً به اندازه‌ی گربه‌اند ولی می‌توانند به اندازه‌ای بزرگ شوند که یک ماموت را یکجا ببلعند. جمجمه‌های صیقلی اژدهایان تارگرین‌ها شبیه به اونیکسی درخشنده و دندان‌هایشان همانند خنجری انحنادار از الماس سیاه است. استخوان‌هایشان به دلیل میزان بالای آهن، سیاه است. استخوان اژدها از مواد پرکاربرد صنعتگری‌ست.

      مشخصات: از بدن اژدها گرمای زیادی ساطع می‌شود، به همین دلیل است که در طول شب‌های سرد بخار می‌دهند. آن‌ها با شعله‌ی بسیار داغی نفس می‌کشند که از آن برای پختن گوشت پیش از خوردن استفاده می‌کنند. اژدهایان ذاتاً در برابر آتش ایمن‌اند. آن‌ها می‌توانند دلبستگی شدیدی به انسانی که آن‌ها را بزرگ کرده، داشته باشند. آن‌ها هوش حیوانی نسبتاً بالایی دارند و می‌توانند برای خدمت به عنوان مَرکب‌های نبرد آموزش ببینند و فرمان‌های صوتی دریافت کنند. گفته شده اژدهایان در طبیعت دمدمی مزاج‌اند و حتی اژدهایان دَنی نیز گاهی با هم دعوا می‌کنند.

      اژدهایان در سراسر زندگی‌شان رشد می‌کنند، اما مشخص نیست که چه‌قدر می‌توانند عمر کنند یا چه‌قدر می‌توانند بزرگ شوند. بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین اژدهای تارگرین‌ها، بالریون، نزدیک به ۲۰۰ سال عمر کرد و می‌توانست یک ماموت را یکجا ببلعد، اما تصور می‌شود اژدهایانی که در اسارت بزرگ می‌شوند کوچک‌تر از برادران وحشی‌شان هستند.

      اژدهایان تمایز جنسیتی معینی ندارند -بنا به گفته‌های استاد ایمون «اژدهایان یه لحظه یکی‌اند و لحظه‌ی بعد یکی دیگه. مثل شعله تغییر می‌کنند.» احتمالاً به این معناست که آن‌ها می‌توانند از یک جنسیت به دیگری تغییر کنند و به هر دلیلی دوباره بازگردند.

      تیریون لنیستر از اژدهای سیراکس با عنوان اژدهای ماده یاد می‌کند، همچنین از آخرین اژدهای تارگرین نیز که در دوران سلطنت شاه اگان سوم مُرد، به صورت مونث یاد شده است. بنابراین احتمالاً برخی اژدهایان می‌توانند در یک جنسیت معین یا ثابت بمانند. مشخص نیست آیا دودیسی جنسیتی در اژدهایان وجود دارد یا نه.

      بارث، مانکون و توماکس عادت‌های جفتگیری اژدهایان را به شکل کاملاً متفاوتی برداشت کرده‌اند. اژدهایان تخم‌های بزرگ فلس‌داری برای تولید مثل می‌گذارند که تخم‌های باز نشده طی سالیان فسیل می‌شوند.

      باور بر این است که اژدهایان ذاتاً با جادو و فصول جهان پیوند دارند. از زمانی که اژدهایان در وستروس منقرض شده‌اند، قدرت جادو کاهش یافته و زمستان‌ها سردتر شده‌اند.

      ننه‌ی پیر در وینترفل قصه‌هایی از اژدهایان یخی با دم سرد تعریف می‌کرد. مشخص نیست که آیا این اژدهایان تماماً خیالی هستند یا واقعی بوده‌اند.

      تاریخچه: زیستگاه بومی اژدهایان، قاره‌ی ایسوس است. دنریس به خاطر می‌آورد که شنیده است که نخستین اژدهایان از شرق آمده‌اند، از سرزمین‌های سایه‌ی آن سوی آشایی و جزایر دریای یشم.

      اژدهایان حدود پنج هزار سال پیش توسط والریایی‌ها در چهارده آتش، حلقه‌ای آتشفشانی در شبه جزیره‌ی والریا کشف شدند. والریایی‌ها در هنر پرورش اژدها ماهر شدند و از آن‌ها به عنوان ابزار جنگی برای دست یافتن به یک امپراطوری عظیم استفاده کردند. پس از سرنوشت شوم والریا تنها اژدهایان زنده مانده، سه اژدهای متعلق به تارگرین‌ها در دراگون استون بودند.

      تارگرین‌ها از آن‌ها برای فتح و ایجاد هفت پادشاهی استفاده کردند. طی دوره‌ای یکصد و پنجاه ساله تارگرین‌ها به عنوان نماد قدرت، سوار بر اژدهایانشان می‌شدند. شاه جهیریس اول، شش اژدهایش را با خود برداشت تا به ملاقات محافظ شمال برود. آن‌ها در بارانداز پادشاه چاله‌ی اژدها را برای پرورش و منزل دادن به اژدهایانشان ساختند و در بازه‌ای از زمان حداقل نوزده اژدها داشتند (تعدادی جمجمه‌ی اژدها توسط تارگرین‌ها در سردابه‌های قلعه‌ی سرخ انبار شده است).

      در طول قرن‌ها، اژدهایان تارگرین‌ها مُردند. بیشترشان در جنگ حقوقی تارگرین‌ها، معروف به رقص اژدهایان، کشته شدند و در نسل‌های بعدی نیز به اندازه‌ی والدینشان رشد نکردند. اساتید بر این عقیده‌اند که اژدهایان به بودن در زیر آسمان بیشتر از محبوس بودن در قفس یا سلول‌های چاله‌ی اژدها، هرچند عظیم، تمایل دارند. هرچند استاد بزرگ، ماروین، دستور اساتید و هدف سرّی‌شان برای متوقف کردن جادو را مسئول انقراض اژدهایان می‌داند.

      آخرین اژدها موجودی از رشد ایستاده، مریض و بدشکل بود و در طول دوره‌ی سلطنت شاه اگان سوم، قاتل اژدها ، مُرد. او اژدهایی مونث، سبز رنگ و از رشد ایستاده با بال‌های پلاسیده بود. او یک دسته‌ی پنج‌تایی تخم گذاشت که هرگز باز نشدند.

      پس از انقراض آن‌ها، تنها پس مانده‌ی اژدهایان که باقی مانده بود، جمجمه‌ها و تعداد کمی تخم سنگ شده بودند. تخم‌ها بسیار با ارزش بودند، هم برای زیبایی و طبیعت غیرمعمولشان و هم استعدادشان برای درآوردن اژدها. تلاش‌های بی‌ثمر بسیاری برای درآوردن اژدها از تخم‌های سنگ شده صورت گرفت. تراژدی سامرهال از تلاش اگان پنجم به بار آمد. اگان سوم معروف به قاتل اژدها، نُه جادوگر را از دریای باریک گذراند تا از جادویشان در تلاش برای سر باز کردن تخم‌ها استفاده کنند. بیلور اول، در تلاش برای سر باز کردن تخم‌ها، بر آن‌ها دعا می‌خواند. هنر اهلی‌سازی و فرمان دادن به اژدهایان برای سواری به جز چند کتاب بسیار نادر، گم شده به حساب می‌آید.

      سرانجام دنریس تارگرین با قربانی کردن میری‌مازدور در هیزم مراسم تدفین شوهرش و قدم گذاشتن به شعله‌ها توانست سه اژدها از تخم درآورد. با معامله‌ی زندگی در برابر زندگی دنریس، نخستین اژدهایان صد سال اخیر به دنیا آمدند.

      بنا بر افسانه‌ها، یک اژدها می‌تواند با به صدا در آمدن شیپور اژدها رام شود.

      اژدهای یخی: گونه‌ای اژدهاست که در داستان‌های تخیلی وستروسی وجود دارد. ننه‌ی پیر عادت داشت قصه‌های اژدهای یخی را تعریف کند. اگرچه معلوم نیست که اژدهای یخی واقعاً در دنیای نغمه‌ای از آتش و یخ وجود دارد یا نه. هیچ اشاره‌ای از اهلی‌سازی اژدهایان یخی توسط والریایی‌ها وجود ندارد اگرچه آن‌ها اژدهایان دُم‌آتشین را رام کردند. اژدهای یخی احتمالاً جز در قصه‌های تخیلی وجود ندارد.

      ابهام‌زدایی: اژدهای یخی یک صورت فلکی از ستارگان به سمت شمال در آسمان وستروس است و احتمالاً به نام اژدهای اسطوره‌ای وستروس، اژدهای یخی، نام گذاری شده است.

پایان


پی‌نوشت
*این یادداشت برگرفته از دانشنامه‌ی نغمه‌ای از یخ و آتش است.

  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

پاسخ دهید

بررسی کنید

دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

     آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …