«مرد تارعنکبوتی که از دنیای مردگان برگشته و جسم سلینا را در اختیار گرفته است، خود را بیوۀ سفید می‌نامد. او قصد نابودی کاو را دارد. وقتی کاو مبارزه را شروع می‌کند، نمی‌داند که قدم به چه راه خطرناکی گذاشته است. مجبور می‌شود پیش از مرد تارعنکبوتی با کسانی که دوست‌شان دارد، مبارزه کند.
آیا کاو توان این کار را دارد؟ آیا حقایق تلخ گذشته او را به زانو در نخواهد آورد؟ آیا دوستی‌ها و صداقت می‌توانند در این جنگ سخت او را یاری دهند؟»

      نوشته‌ای که خواندید، خلاصه‌ای بود از داستانِ سومین و آخرین کتابِ مجموعه‌ی فرال‌ها، که “انتقام بیوۀ سفید” نام دارد.

  همان‌طور که متوجه شده‌اید کتاب آخر نیز همانند دو کتاب دیگر این مجموعه، داستان “کاو” را روایت می‌کند. او اکنون از وجود قدرت‌های درونی‌اش آگاه شده و آموخته است که چه‌گونه می‌تواند از آن‌ها بهره گیرد.

    داستان از زبان سوم شخص (راوی) بیان می‌شود. داستان، ترجمه‌ی روانی دارد و به راحتی می‌توان وارد دنیا و فضای داستانِ کتاب شد. همچنین رازهای نهفته‌ی درون داستان، مخاطب را وادار به ادامه می‌کند. از نقطه‌های قدرت داستان آن است که پیش از هر رویداد و اتفاقی، فضای ذهن کاملاً آماده می‌شود و از نظر من این از هنر و خلاقیت نویسنده بوده است.

      نوشته‌ای که خواندید، معرفی‌نامه‌ای کوتاه بود برای آخرین کتابِ سه‌گانه‌ی فرال‌ها، که “انتقام بیوۀ سفید” نام دارد. این سه‌گانه به قلمِ ژاکوب گری و برگردانِ محمد قصاع از سوی نشر بهداد -با رعایت حقوق مؤلف- به چاپ رسیده است.

      به شخصه، از خواندن این سه‌گانه لذت بردم و پبشنهاد می‌کنم، شما نیز حتما طعم آن را امتحان کنید!

پایان

پاسخ دهید

بررسی کنید

نقطه‌ی ۶۴ام: خشمی که آزاد شد؛ غنائم جنگی

تحلیل قسمت چهارم از فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت... …