اصطلاح گروتسک[۱] در لغت از ریشه‌ی لاتین گروتو[۲] آمده است. این اصطلاح در اصل به معنای مغاک و گودال است. وجه تسمیه‌ی آن برمی‌گردد به مغاک‌ها و مقبره‌های روم باستان که برای اولین بار در آن‌ها نیم‌تنه‌هایی از موجوداتی خیالی یافت شد. سبک هنری این مجسمه‌ها به نام گروتسک شناخته می‌شود. چنان‌چه بخواهیم گروتسک را در یک پاراگراف تعریف کنیم باید بگوییم:

      سبکی از هنر در ژانر فانتزی که با تحریف و تخریب اشکال معمول حیوانات و شخصیت‌ها پدید می‌آید. اگر بخواهیم انتزاعی‌تر بگوییم، گروتسک ترکیبی است از زشت‌نمایه‌هایی که آراسته به زیورآلات باشد، اشکال عجیب و غریب تمسخرآور اغراق‌شده و غیرواقعی.

      هنر گروتسک در قرن پانزدهم مورد توجه قرار گرفت. از معماران معروفی که در این سبک کار کرده‌اند می‌توان به رافائلو سازیو[۳] سرمعمار کلیسای واتیکان اشاره کرد. گروتسک در کلیسا یک فرم دکوراسیون است که شامل حلقه‌های گل و شمایل حیوانات می‌شود. این سبک در رم باستان در دکوراسیون دیوارها و موزاییک‌ها مرسوم بوده ‌است. در دوران رنسانس نیز این سبک در منبت‌ها و نیم‌تنه‌های چوبی و در نقاشی‌های کتابی دیده می‌شود.
نقاشی‌های گروتسک، معمولاً شمایلی هستند درباره‌ی موضوعاتی که در اصل می‌بایست ترسناک بوده باشند؛ اما به شیوه‌ای تمسخرآمیز به تصویر کشیده شده‌اند.

      در مجسمه‌سازی، گروتسک معمولاً در کلیساهای گوتیک[۴] خودنمایی می‌کند؛ مجسمه‌های گرگویل‌ها[۵] بر فراز کلیسای نُتِردام بهترین نمونه از این سبک هستند. دیمیتری شوستاکوویچ[۶]، این سبک را در موسیقی خود به کار می‌برد.

      در ادبیات معمولاً شخصیت‌های گروتسک از یک سو ترحم‌ برانگیزاند و از سوی دیگر، منزجر کننده. نمونه‌های کلیشه‌ای این دسته، معمولاً مردمانی ناقص‌الخلقه و یا ناقص‌العقل هستند. با این وجود، شخصیت‌های متملق نیز گاهی در این زمره قرار می‌گیرند. مخاطب همواره با شخصیت‌های گروتسک دچار درگیری می‌شود. او نمی‌تواند تصمیم روشنی درباره‌ی این تیپ شخصیت‌ها اتخاذ کند. تنها در ادامه‌ی داستان است که مشخص می‌گردد نیروهای خیر بر شخصیت برتری می‌یابند یا نیروی‌های شر.
ویکتور هوگو در رمان‌هایش توجه ویژه‌ای به این نوع شخصیت‌ها مبذول می‌دارد. گوژپشت نتردام از بهترین نمونه‌های آن است. در این رمان فضاسازی و نیز خود شخصیت‌ها، بالاخص خود گوژپشت، گروتسک هستند. میخاییل باختین[۷]، منتقد ادبی و نویسنده‌ی روس، درباره‌ی این سبک، نظریات ارزنده‌ای ارائه داده است. اومبرتو اِکو[۸] نویسنده و محقق ایتالیایی که در زمینه‌ی هنر قرون‌وسطی متخصص است، نیز به خوبی این سبک را در رمان موفق خود با عنوان «نام رز» به کار می‌بندد.

      هیولای دکتر فرانکنشتاین نوشته‌ی مری شلی نیز نمونه‌‌ای از به‌ کارگیری سبک گروتسک در ادبیات است. شخصیت گالوم در رمان ارباب حلقه‌ها نوشته‌‌ی پرفسور تالکین کاربرد شخصیت‌های گروتسک در رمان‌‌های فانتزی را به تصویر می‌کشد.

      هنر مدرن نیز همچنان از گروتسک بهره می‌جوید. نقاشی‌های دیواری گروه‌های معترض، که تحت عنوان گرافیتی[۹] شناخته می‌شوند، اغلب از سبک گروتسک در تصویرگری شخصیت‌ها استفاده می‌کنند. در نماهنگ‌ها نیز این امر به چشم می‌خورد. فیلم‌-کارتون‌ها در نماهنگ دیوار گروه پینک فلوید، نوعاً گروتسک هستند.

      این سبک در زیر شاخه‌ی ژانر فانتزی قرار می‌گیرد. مهم‌ترین شاخصه‌های این سبک حضور احساس ترس است؛ اما این ترس مسخ شده و مضحک می‌نماید. مخاطب اثر هنری گروتسک، تکلیف خود را با آن نمی‌داند. گروتسک یقیناً زیبا نیست؛ اما احساس تمسخری که در آن نهاده شده است، جذابش می‌کند. این سبک ارتباط نزدیکی با طنز گزنده یا طنز تلخ دارد و اغلب برای بیان همان مفاهیم به کار می‌رود.

پایان


پاورقی
۱- Grotesque
۲- grotto
۳- Raffaello Sanzio
۴- Gothic
۵- gargoyles
۶- Dmitri Dmitrievich Shostakovich
۷- Mikhail Bakhtin
۸- Umberto Eco
۹- Graffito

پی‌نوشت
نوشته‌ای که پیش رو دارید، نوشته‌ی آقای بهزاد قدیمی، مترجم و پژوهش‌گر سبک‌های ادبیات گمانه‌زن می‌باشد.

  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

پاسخ دهید

بررسی کنید

نقطه‌ی ۶۴ام: خشمی که آزاد شد؛ غنائم جنگی

تحلیل قسمت چهارم از فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت... …