بنا به داستان‌های نقل‌شده، شاهزاده ریگار تارگرین پسرِ ایریس و وارث تاج‌و‌تخت هفت پادشاهی از قوی‌ترین جنگاوران تاریخ وستروس بوده و بسیاری از فرماندهان و لردها او را از این بابت مورد ستایش و تحسین قرار داده‌اند.

پیروزی‌های ریگار در تورنومنت‌ها گواهی بر این مدعاست. وی در تورنومنت‌های گوناگون دلاوران و جنگاوارنی همچون سر باریستان سلمی و سر آرتور دین ملقب به شمشیر سپیده‌دم را شکست داده، اما آیا با تمام این‌ها باز هم می‌توان گفت که ریگار تارگرین از رابرت باراثیون در میدان جنگ بهتر بوده و شکست او از سر خوش‌اقبالی رابرت بوده؟ آیا پیروزی بر جنگجویان بزرگ در تورنومنت‌ها برای شکست‌ناپذیری کافی بوده؟ قطعاً کافی نیست، چرا که میدان جنگ و میدان تورنومنت تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. در همین باره، به گفت‌و‌گویی از کتاب که میان اوبرین مارتل و تیریون لنیستر است، اشاره می‌کنیم:
تیریون گفت: «همیشه کسانی هستن که میگن سر لوراس بهتر از لئونارد خاربلنده.»
«رزِ کوچولوی رِنلی؟ شک دارم.»
تیریون گفت: «هر طور دوست داری فکر کن، اما سر لوراس شوالیه‌های خوب زیادی رو شکست داده. از جمله برادرم، جیمی.»
«منظورت از شکست دادن، انداختن از اسب توی مسابقه‌س؟! اگه می‌خوای من رو بترسونی، بهم بگو چه کسی رو توی میدون جنگ کشته؟»

شاید این موضوع زیاد به مذاق هواداران ریگار خوش نیاید، اما باید حقیقت را پذیرفت که مبارزه در تورنومنت با مبارزه در میدان جنگ متفاوت است. شاید اگر رویارویی ریگار و رابرت در تورنومنت بود، نتیجۀ دیگری حاصل می‌شد. البته ما قدرت جنگاوری ریگار را زیر سؤال نمی‌بریم چرا که وی در نبرد ترایدنت به خوبی جنگید و رابرت برتری چشمگیری نسبت به او نداشت. این نبرد تا به جایی پیش رفت که پیش از مرگ شاهزادۀ تارگرین، رابرت به شدت مجروح شده بود. وضعیت رابرت آن‌قدر وخیم بود که پس از غلبه بر ریگار نتوانست برای تصاحب تاج‌و‌تخت راهی قدم‌گاه پادشاه شود و ادارد استارک را به قلعۀ سرخ فرستاد.

البته شکست ریگار موردی نامتعارف نیست، چرا که بسیاری جنگاوران بزرگ مزۀ شکست را چشیده‌اند: همانند آرتور دین، برندون استارک و باریستان سلمی(در سریال). شکست هیچ‌وقت یک دلیل کافی‌ برای اثبات ضعف نیست.

مورد دیگر فیزیک بدنی رابرت در مقابل ریگار تارگرین است. اگر از هواداران پروپاقرص دنیای نغمه‌ای از یخ و آتش باشید، قطعاً می‌دانید که رابرت پیش از این‌که بر تخت پادشاهی تکیه بزند، این‌گونه نبوده. بلکه فیزیک بدنی قدرتمندی داشت: بلند قامت و عضلانی و شاید هم چابک‌تر از ریگار… البته اگر از جنبه‌ای دیگر به رابرت نگاه کنیم، درمی‌یابیم که برای وی جنگیدن و خون ریختن عشق اول بود. او از سنین نوجوانی و جوانی عاشق جنگیدن بوده اما ریگار روحیات متفاوتی داشته. وی چنگ می‌نواخت و عاشق مطالعه بود. هرچند که بعدها وقتی متوجه شد که وظیفه‌ای در قبال صیانت از مملکت و تاج‌و‌تخت دارد و باید دست به شمشیر شود، مبدل به جنگجویی بسیار خوب شد. اما هیچ‌وقت شمشیر عشق اول او نبود.

در آخر این‌که داشتن انگیزه دلیل محکمی بر پیروزی رابرت است. جنگ با ریگار برای رابرت آمیخته به خشم، نفرت و انتقام بود.‌ دزدیده شدن لیانا توسط ریگار در حالی که وی نامزد رابرت بوده، انگیزۀ انتقام را در دل و جان رابرت برانگیخت و این در حالی بود که انگیزۀ ریگار دفاع از تاج‌و‌تخت تارگرین‌ها بود. به نظر شما کدام انگیزه غالب‌تر است؟

  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

پاسخ دهید

بررسی کنید

زیرسبک‌های فانتزی‌ حماسی

وقتی می‌گوییم فانتزی‌حماسی، دقیقاً از چه چیزی سخن می‌گوییم؟ مشهورترین سبکِ گونۀ فانتزی در …