خانه پرونده‌ها پیشنهادها معرفی شخصیت: اسپاون (Spawn)

معرفی شخصیت: اسپاون (Spawn)

38 دقیقه خوانده شده

یک قاتل مزدور حرفه ای است که توسط دوست سابق خود ,  فردی که وی را استخدام کرده بود (چپل) به قتل می رسد. آلبرت ” آل ” فرانسیس سایمنز (Alber Al Francis Simmons)  پس از رفتن به جهنم روح خود را به مل بولجیا (Malebolgia)  یکی از چندین حاکم جهنم فروختتا بتواند برای یک بار هم که شده همسر خود واندا بلیک (Wanda Blake)  را دوباره ببیند. غافل

از این که ملبولجیا برایش برنامه های دیگری در ذهن دارد. او حافظه اش را از وی گرفته و به عنوان یک جرم جهنمی ,  یک بذر جهنمی (هل اسپان = Hellspawn ) به زمین می فرستد ,

به عنوان یکی از سربازانش ,  تا کار هایش را برایش انجام دهد.

اوریجین یا مبدا پیدایش

یک هل اسپان متولد میشود.

اسپان زمانی یک قاتل مزدور بود. یک قاتل حرفه ای با نام مستعار آل سایمنز که در کار خود بهترین به حساب می آمد. او پس از این که رییس جمهور را از یک عملیات قتل نجات داد در نقطه ی اوج کاری خود قرار گرفت. او حتی به درجه ی بالاتری در سازمان C.I.A  ترفیع یافت. او حالا یکی ز افرادی بود که از راز هایی خبر داشت که مردم عادی و رسانه ها نمیداستند. اما مشکل این بود که وی هیچ وقت به طور کامل به دولت اطمینان نکرد. وی همواره در پی یافتن حقیقت بود , که آیا دولت همان گونه که ادعا میکند کار هایش خیر است یا نه. و همین بود که باعث شد وی توجه افراد خاصی را به خود جلب کند. افرادی با قدرت فراوان و مقام بالا .

یکی از این افراد جیسون وین (Jason Wynn )  بود. که به مدت نسبتا طولانی ای مافوق وی بود. جیسون چاپل (Chapel)  را که یکی از دوستان و همکاران آل بود را استخدام کرد تا وی را به قتل برساند. در یک عمل بی رحمانه آل سایمنز به قتل رسیده و روحش به جهنم فرستاده شد. چرا که وی در زمان خدمتش در C.I.A  افراد بیگناه زیادی را به قتل رسانده بود.

 

آل سایمنز در جهنم.

آل با یک موجودی شیطانی به نام ملبولجیا مبادله ای کرد تا در عوض اعطای روحش بتواند همسرش واندا را باری دیگر ببیند. اما پنج سال بعد به عنوان یک هل اسپان بازگشت که به طرز عجیبی حافظه اش را از دست داده بود. وی اطلاع نداشت که در این پنج سال چه کرده است پس تنها برای یافتن همسرش دوباره به جستجوی همسرش رفت. وپس از مدتی پی برد که همسرش وی را فراموش کرده و با بهترین دوست آل  ,  تری فیتز جرالد , ازدواج کرده است. و حال فرزندی دارد به نام سیان (یا کاین = Cyan )

پس از این ماجرا بود که راهنمای اهریمنی وی ,  یک متجاوز  (Violator)  ,  به شکل یک دلقک بر وی ظاهر شد. او برای اسپان روشن کرد که هدفش از زندگی چه بوده و با وی وارد نبرد شد اما پیش از اتمام نبرد ملبولجیا دخالت کرد. حال که وی هدف اش از زندگی را میداند باید بجنگد تا در مقابل نیروهای بهشت و جهنم زنده بماند.

اسپاون کلاسیک.
اسپاون کلاسیک.

 

یک زندگی جدید

نخستین نبرد های اسپان بسیار شبیه به آنتی هیرو های معمولی بود. وی به خیابان ها رفته و به مبارزه با دزدان خیابانی و اراذل و اوباش می پرداخت. او پس از مدتی یک فرد بچه باز و بچه کش را به قتل رساند. نام وی بیلی کیناسید بود. این عمل وی بود که حس کارآگاهی و توجه سم بورک و توییچ ویلیامز را به سمت خود جلب کرد.

و پس از مدتی توسط یک فرشته به نام آنجلا شکار شد که برای سرگرمی به شکار اسپان ها می پرداخت.

در همان زمان ها بود که اسپان پادشاه رت سیتی (Rat City)  می شود ,  مجموعه ای از کوچه ها که محل سکونت ولگردان و بی خانمان ها به حساب می آید. آنجا با ولگردی به نام کوگلیسترو (Cogliostro)  آشنا می شود که به طرز عجیبی اطلاعات فراوانی راجع به اسپان دارد.

اسپان مدتی بعد با یک دزد خیابانی سایبورگی یک اورت کیل (Overtkill) (دارای اندام های مصنوعی رباتیک) مبارزه کرد که در ابتدا کم مانده بود توسط وی کشته شود اما اسپان به خود آمده و وی را شکست می دهد. اما دوباره توسط آنجلا شکار می شود و پس از مدتی با دشمنه دیرینه خود مبارزه میکند اما این بار او دیگر همان جیسون وین سابق نیست… او اکنون با نام آنتی اسپان (Anti-Spawn)  به عنوان یک رها کننده (Redeemer )  وی را به مبارزه دعوت میکند تا بلکه بتواند روحش را برهاند.

اولین دگردیسی

بعد از یک رودر رویی کشنده و طاقت فرسا با یک رها کننده  ,  لباس (زره) اسپان جهش یافته و پیشرفته تر می شود. شنل عجیب غریب وی حالا عجیب تر شده و قسمت هایی از آن پاره پوره می شوند. علاوه بر آن نور قرمز موجود در لباسش دیگر نیست و حال به صورت سیاه و سفید در آمده است.او قبلا چکمه و دستکش داشت اما حال به جای آن تیغ هایی بزرگ در این نواحی قرار دارند. همچنین حال وی یک زنجیر داشت که به همراه شنلش میتوانست به اشکال مختلف تغییر کند . حال لباس اپان بسیار قوی تر از لباس اصلی وی شده بود.

وی برای امتحان کرد ویژگی های لباس جدیدش به نبرد با یک رها کننده رفته و دست وی را با تیغه اش قطع می کند و به راحتی وی را شکست می دهد. او فکر می کرد که می تواند برای مدتی از دشمنانش در آسایش باشد تا این که با موجودی بسیار قوی تر از یک رها کننده رو به رو می شود. یک فریک (Freak )  . فریک در انگلیسی به معنای موجود عجیب غریب یا موجود طرد شده است. اسپان با فریک به مبارزه میپردازد اما حین مبارزه تازه به قدرت های وی پی می برد. یکی از قدرت های وی این است که میتوا ند در ذهن اسپان کابوس ها و توهمات مختلف به وجود بیاورد و برای این کار از گذشته تاریک وی استفاده میکند.

در حین مبارزه یک موجود وارد نبرد می شود که ظاهری شبیه به ظاهر اولیه ی اسپان داشته و به مبارزه موجودات دیگر میپردازد. او به اسپان می گوید که پس از دگردیسی لباس وی از روح مردگان تغذیه میکند و قدرتمند تر میشود.اسپان پس از این به نیو یورک می رود و در آنجا با نفرین (The Curse)   مبارزه میکند . و بعد با هری هودینی (Harry Houdini)   آشنا می شود که به وی استفاده از جادو را یاد می دهد . وی همچنین بتمن را ملاقات می کند.

پس از مدتی تونی توییست یک اورت کیل برنامه ریزی شده را به دنبال تری می فرستد. چرا که وی را بابات حملات اخیر روی دزدان گروه خود مقصر می داند. اسپان در حال تلاش برای نجات دوستش بود که هویت مخفی اش لو می رود. وی پس از کشمکش های فراوان به نیویورک باز گشته ودر آنجا با یک رها کننده ی جدید روبرو می شود و در اینجا لباس وی جهش یافته و تکامل پیدا کرده و به اسپان کمک میکند تا دشمنش را شکست دهد.

پس از یک رودر رویی دیگر با نفرین (The Curse)   توانست دوست خود تری را نجات دهد اما لباس وی بیش از حد قوی شده و از کنترل وی خارج شد. و باعث مرگ وی شد وی پس از رفتن به جهنم توسط ملبولجیا بار دیگر به زمین فرستاده شد و این بار کنترل لباسش را نیز به وی داد.

دنیای سبز و اوریزن

به دنبال حملات متعدد از سوی بهشت و جهنم اسپان کم کم اراده اش را به شیطان باخت. اگر چه به کمک آمدن توده (The Heap)  او توانست هدف خود را دوباره پیدا کند. توده یک مامور سری از طرف دنیای سبز بود دنیایی که مردمش به مبارزه ی میان بهشتیان و جهنمیان اهمیتی نمی دادند و آن ها ضعیف تر هم نبودند. اما در تلاش بودند خرابی های به وجود آمده را متوقف کنند. آن ها به اسپان قدرت های جدیدی دادند تا بتواند بهتر دنیا و مردمش را درک کند.

در همین زمان ها بود که اسپان با خدای قدرتمند ,  اوریزن, روبرو شد. وی قبلامانع فراخوان وی توسط افراد مذهبی شده بود. اما این بار توسط دو اهریمن دربان به نام های اب (Ab)  و زب (Zab)  . اسپان در نبرد اولش با اوریزون مغلوب شد اما وی بازگشت و این بار از قدرت های جدیدش استفاده کرد تا این بار از خود زمین استفاده کند و این بار زمین اوریزن را در خود بلعیده و وی را زندانی کند.

پادشاه جدید جهنم.

پس از نبرد اسپان متوجه می شود که ملبولجیا پشت تمام این قضایا بوده است. او اوریزن را آزاد کرده بوده تا آخرالزمان را ارمغان بیاورد. این بار آنجلا و اسپان تصمیم میگیرند تا به جهنم سفر کرده و ملبولجیا را به قتل برسانند تا نقشه وی را متوقف کنند. در حین نبرد انجلا یک زخم عمیق بر ملبولجیا ایجاد می کند وی خشمگین شده و از تمام قدرت باقی مانده اش استفاده میکند تا انجلا را بکشد. اسپان از مرگ انجلا متاثر شده و سر ملبولجیا را قطع می کند.

 

اسپاون فرشته میشود!
اسپاون فرشته میشود!

بهشت و جهنم

وقتی اسپان در تلاش بود تا کنترل جهنم را به دست بگیرد متوجه شد که حملات از هر دو سو بوده است هم جهنم و  هم بهشت .او در ابتدا خود را در حال شکست دید چرا که در مقابل وی توده قرار داشت  یک موجود از دنیای سبز که برای وی یک مشکل جدید بود اما تبدیل به یکی از نقاط ضعف وی شد.

پس از متوقف کردن اوریزن اسپان متوجه می شود که حال جهنم برای وی است و از طرف هریمنی به نام مامون (Mammon)   به وی پیشنهاد شده است او در ابتدا پیشنهاد را رد میکند اما پس از این که با معلمش کاگ (Cog)  صحبت کرد تصمیم گرفت که جهنم را به بهشتی دیگر تبدیل کند. اما کاگ حقیقتی دیگر را برملا میکند این که وی ساین {یا سین } است (Cain)و او همان فردی که برادرش را کشته . و در تمام مدت نقشه اش این بوده که کنترل جهنم را به دست بگیرد و برای رسیدن به مراد دلش از اسپان استفاده کرده است.در انتها به اسپان خیانت کرده و تخت پادشاهی را برای خود تصاحب کرد. اما حالت انسانی اش را به اسپان برگرداند.

نبرد آخرالزمان

اسپاون در نبرد آخرالزمان!
اسپاون در نبرد آخرالزمان!

اسپان به لطف قدرت دنیای سبز حافظه اش را دوباره به دست می آورد. لباسش باری دیگر تکامل یافته و بهتر می شود و تقریبا با بدن یکپارچه گردیده است. اما وی از خودش متنفر است  ,چرا که هم از جهنم و هم از بهشت رانده شده است و حال در کوچه خیابان ها به سر می برد. در حالی که حشرات موذی از سر و کولش بالا می روند.

اسپان از روی بیکاری به منطقه ی مرده می رود با این که میداند آنجا از مناطق تحت نظر بهشتیان  به حساب می آید.و در آنجا دستگیر می شود و توسط مامون شکنجه می شود.

اسپان به هر نحو ممکن فرار کرده و به زمین باز میگردد اما زمین متفاوت است… نشانه های نبرد آخرالزمان دیده می شوند.اسپان متوجه می شود که تمام این مدت فرزندان دوقلو واندا مسئول این اتفاقات بوده اند. و حال اسپان نمی گذارد آن ها خانواده شان را نابود کنند. زرا (Zera) برای اسپان تعریف میکند که جیک (Jake) خدا و کیتی (Katie)  شیطان است.

اسپان متوجه می شود که مادر آن دو را ازقدرت هایشان عذل کرده و آن هارا به زمین می فرستد تا به نبرد های پیاپی خود ادامه دهند. مادر همچنین به وی می گوید که برای توقف نبرد آخرالزمان بسیار دیر شده است اما میتواند به قدرت یک خدا دست یافته و نسل بشر را نجات دهد.

او حال مجبور است تکه ای از میوه ی ممنوعه را از باغ عدن بخورد تا بتواند به این قدرت برسد. مادر به اسپان می گوید هر کسی لیاقت انجام این کار را ندارد و ابتدا باید خودش را ثابت کند و برای این کار باید با دیسیپل یا مرید (The Disciple) بجنگد . او متوجه می شود که ۱۲ دیسیپل وجود دارد که در واقع همان ۱۲ مرید حضرت عیسی هستند. همچنین به او گفته می شود از آنجایی که وی یک اهریمن است پس از وارد شدن به باغ عدن قدرتش کم خواهد شد. اما با کمک کاین موفق می شود هر ۱۲ مرید را شکست دهد به جز یودا (Judas)  که کاین به اسپان می گوید که وی را نکشد و اینجاست که یودا چاقویی در قلب اسپان فرو میکند  , اما مادر تکه ای از میوه ی ممنوعه را به اسپان داده و وی را به زندگی بر میگرداند و قدرت فرشتگان به وی اعطا می شود و شمایلی مانند فرشتگان.

او به زمین باز میگردد و می بیند که زمین همین الان هم توسط چهار اسب سوار قیامت از بین رفته است و تمام انسان ها مرده اند و فرشتگان و اهریمنان در جایگاه های خود منتظرند تا هر لحظه وارد نبرد شوند … نبرد آخر.

اسپان در اینجا با قدرتی که به وی داده شده زرا را شکست داده و تمام بشریت باقی مانده و نیز تمامی نیرو های جهنم و بهشت را نابود می سازد و در انتها کشته می شود و زمین باقی می ماند با دو تن که تا ابد باهم میجنگند.

 

دنیای جدید

پس از مرگ اسپان در نبرد آخرالزمان وی توسط قدرت میوه ی ممنوعه باری دیگر به زندگی باز می گردد و این بار در های بهشت و جهنم و زمین را بسته و میگذارد خدا و شیطان به نبردشان در دنیای کوچک خود ادامه دهند.وی این بار دنیای جدید را دوباره می سازد (با قدرت سیب ممنوعه که وی را به خدا تبدیل کرده است.)

حال برای ساختن دنیای جدید خود باید زشتی ها و پلیدی هارا گرفته و دنیای جدید را باز سازی کند و در اینجا با دلقک دنیای جدید روبرو می شود و او را شکست می دهد.

دلقک در دنیای جدید.
دلقک در دنیای جدید.

توجه! : دنیای جدید یکی از بهترین کمیک های شخصیت اسپان است.

 

حکایت دو برادر

حکایت دو برادر درمورد اب و زب است. دو نگهبان اصلی در جهنم. پس از خارج شدن نیرو ها و نیز شیطان از جهنم این دو تن کنترل جهنم را بدست گرفته و جهنمیان را مجبور میکنند تا به تماشای بدترین ترس هایشان نشسته و گناهانشان را به یادشان می آورند تا از این طریق سین ایتر ها (Sin Eaters)  بتوانند تغذیه کنند و قوی تر شوند در لغت فارسی سین ایتر به “گناه خوار ” یا “فردی که از گناه تغذیه میکند” ترجمه می شود.

اسپان به جهنم می رود تا جلویشان را بگیرد تا مبادا بیش از حد قدرتمند شوند ولی خودش در آنجا گرفتار شده و نمیتواند فرار کند و یک سین ایتر شروع به تغذیه از وی میکند که در این جا نیکس (Nyx) وارد داستان می شود و توهمات وارده بر اسپان را از بین می برد.و اسپان موفق می شود فرار کند و آن دو شروع میکنند به شکستن تمامی توهمات وارده بر همه ی اهل جهنم تا این که با یک فردی روبرو می شوند که ریچارد سایمنز برادر ال سایمنز بوده است . اسپان میگذارد که ریچاردز با گناهانش روبرو شود چرا که میخواست بفهمد چه چیزی برادرش را به اینجا کشانده. تا این که متوجه می شود مامون دو برادر دیگر ال یعنی ریچارد و مارک را وارد کارهای مربوط به مواد مخدر کرده و در طول یکی از مبادلات آن ها ریچاردز به اشتباه یک نفر را با چاقو زخمی می کند و در اینجا مامون وی را وسوسه میکند و باعث می شود به جای آن که با اورژانس تماس بگیرد , چاقو را در بدن آن فرد فرو کرده و وی را میکشد و مامون ریچارد و مارک را از آنجا بیرون می برد. و پس از مدتی ریچاردز مرده و وارد جهنم می شود.

 

هیولایی در حباب  و بازی آخر

دو آرک داستانی بسیار طولانی هستند که هیولایی در حباب داستان آخر ال سایمنز به عنوان اسپان سابق است و در پی آن کاین یا سیان کشته شده و اسپان به پاسخ خود می رسد و متوجه می شود که وی تنها یک سرگرمی و یک وسیله بوده است و مامون ال را تبدیل به اسپان کرده تا خدا و شیطان و ملبولجیا را نابود کند و اسپان بی نقصی که مامون همواره در ذهن داشته است , مورانا ,  فرزند ال و واندا بوده است که در جنینی سقط شده بود و در اینجا مشخص می شود که مورانا اکنون بالغ شده (بالغ شدن وی داستان خود را دارد) و حتی ال را که در تلاش بود خود را فدا کرده و به یک سلاح تبدیل شود تا باری دیگر نیروهای بهشت و جهنم را نابود کند نجات می دهد و سعی در این دارد تا جلوی وی را بگیرد  پس از آن تا مدت ها ال به عنوان اسپان در کمیک ها ظاهر نمی شود .و در دنیای اسپان محو شده و مشغول به کار های خود می شود.

مورانا.
مورانا.

و بازی آخر داستان اسپان جدید جیم دانینگ (Jim Downing)  است که مانند ال حافظه اش را از دست داده و به اسپان تبدیل می شود.

بازی آخر.
بازی آخر.

بازگشت

کاراکتر ال سایمنز پس از مدت ها در کراس اور کمیک های شرکت ایمج (Image) باز میگردد اما وی این بار با لباسی جدید و با نامی جدید باز میگردد وی اکنون نام خود را امگا اسپان (Omega Spawn) گذاشته است و شرور اصلی داستان این کراس اور به حساب می آید.او در این کراس اور زمانی وارد داستان می شود که اشرار متعددی در حال حمله به قهرمانان هستند و وقتی می آید با جیم ,  اسپان جدید روبرو می شود. فردی که جای وی را گرفته است.

ال از جیم می خواهد که به وی کمک کند . ال در اینجا مشخص میکند که دیگز خسته شده و قصد پایان بخشیدن به این دنیا را دارد و به جیم میگوید که هیچ وقت نخواهد فهمید که اکنون که اسپان شده در چه دردسری افتاده است و چه چیزی در انتظار وی است و هیچ وقت به پاسخ سوالی که در ذهن دارد نخواهد رسید. جیم قبول نمی کند و با امگا وارد نبرد می شود و از آنجایی که ال قدرت بسیار بیش تری دارد از وی شکست می خورد اما قبل از اینکه کشته شود ,  جیم خودش را به یک بیمارستان تلپورت میکند تا به آن ها درمورد خطری که نزدیک می شود هشدار دهد. اما بسیار ضعیف است و در اینجا ان استیونز (Ann Stevens)  وارد داستان شده و  از جیم مراقبت می کند. جیم کم کم پی می برد که تمامی خرابی هایی که در این کراس اور به وجود آمده زیر سر اسپان (ال سایمنز) بوده است.

ال سایمنز – امگا اسپاون
ال سایمنز – امگا اسپاون

زندگی دوباره ی اسپان

در شماره ی ۲۵۰ کمیک های اسپان به مناسبت سالروز به وجود آمدن این کاراکتر ,  ال سایمنز باری دیگر باز خواهد گشت این بار سریع تر  ,  قوی تر ,  با هوش تر و این بار هدفی جدید دارد . این که به دنبال دشمنان خود رفته و آن ها را شکار کند و به آن ها بفهماند که چه حسی دارد که توسط دیگران شکار شوند.

زندگی دوباره
زندگی دوباره

قدرت های اسپان

 

نکرو پلاسم (Necro Plasm)

قدرت های خاص: ال یک اسپان معمولی نبوده و قدرت های به خصوص خود را داشته است برای مثال میتوانست خطر و ترس را در وجود دیگران حس کند

جهش یافتگی : که این قدرت های اسپان مربوط به لباسش جدیدش بود و با شکست دادن دشمنانش قوی تر می شد.

قدرت دنیای سبز : که با کمک آن قدرت کنترل زمین را بدست آورد و اوریزن را شکست داد.

قدرت میوه ی ممنوعه: که وی را به یک خدا تبدیل کرد و توانست درهای جهنم و بهشت را ببندد.

اسپان در کمیک های مختلف قدرت خای مختلفی داشته که تعدادی از ان ها عبارت اند از:

  •  آهسته کردن گذر زمان
  • تلپورت کردن
  • خود درمانی
  • تغییر شکل
  • قابلیت پرواز
  • هیپنوتیزم
  • حرکت دادن مواد و اشیا با استفاده از ذهن
  • جادو
  • چسبیدن به دیوار
  • نامریی شدن
  • تولید و کنترل آتش

 

اسپان در خارج از کمیک ها:

اسپان در سال های ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ مجوعه تلویزیونی مخصوص خود را داشت که در کل ۱۸ قسمت داشت.

اسپان به عنوانcameo  در داستان ها و انیمیشن ها و سریال های زیادی حضور داشته است.

اسپان قرار است سریال انیمیشی خود را داشته باشد که اکنون در دست ساخت است.

اسپان در ۱۹۹۷ صاحب فیلم سینمایی خود شد و قرار بود تبدیل به سری فیلم ها شود اما پس از چند سال به دلیل مشکلات در پروسه ساخت فیلم برنامه ها لغو شد.

سال ۲۰۰۹ اعلام شد که فیلمنامه ی فیلمی دیگر برای اسپان در حال نوشته شدن است که خبری جز آن منتشر نشد.

حضور اسپان در بازی ها:

Tood McFarlane’s Spawn: the Video Game (1995) – NES

Spawn (1997) – Game Boy Colour

Spawn: The Eternal (1997) – Playstation

Spawn: In the Demon’s Hand (2000) – Sega Dreamcast

Spawn: Armageddon (2003) – Xbox, Playstation 2, Nintendo Gamecube

 

نویسنده: نیما خلیلیان

  • [معرفی شخصیت] آیریس وست

    آیریس در قرن سی‌ام میلادی و از خانواده راسل‌ها متولد شد اما آن‌ها او را بعنوان یک یتیم به …
  • [معرفی شخصیت] واندروومن

    زن شگفت انگیز… اینبار نه مردی که از کریپتون آمد و نه خفاش جنگجوی گاتهام… ایندف…
  • [معرفی شخصیت] دث استروک

    یکی از ضد قهرمان های دی سی  که توسط مارو ولفمن و جرج پرز خلق شد. اولین بار در شماره ۲ new …
  • مروری برجادوگر پیر/جوان | معرفی شخصیت: شزم!

    کاپیتان مارول… کاراکتری ارزشمند و بسیار پرطرفدار. کاراکتری از جنس جادو و نوجوانی. قر…
  • معرفی ناشران کمیک بوک

    شرکت های بزرگ و ثروتمند زیادی در دنیای کامیک بوک فعالیت میکنند، و با کمک چندین نویسنده و ط…
  • [معرفی شخصیت] آیریس وست

    آیریس در قرن سی‌ام میلادی و از خانواده راسل‌ها متولد شد اما آن‌ها او را بعنوان یک یتیم به …
  • بررسی قدرت های ابرقهرمانان (۵): دارکساید

    دارک ساید همواره به عنوان یکی از نیرومند ترین دشمنان سوپرمن، اگر نگوییم نیرومندترین، به شم…

یک دیدگاه

  1. Ardavan

    ۱۵ بهمن, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۹ بعد از ظهر

    اخه نه شما ها انقد بی مغزید این بدبخت زندگیشو گذاشت این مقالرو بنویسه شما ها یه کامنتم ندادید بگید دستت درد نکنه یا حداقل به زور ۲ خطشو خوندم خوب بود یا بازم مثه این مقاله بده.. واقعا افرین به شما ها که همچین مقاله نویسهایی به این عالی رو پودر میکنید و حتی حاضر نیستید دو خط از مقالشو بخونید.
    اقا نیما مقالت عالی بود دستت درد نکنه.

پاسخ دهید

بررسی کنید

معرفی ناشران کمیک بوک

شرکت های بزرگ و ثروتمند زیادی در دنیای کامیک بوک فعالیت میکنند، و با کمک چندین نویسنده و ط…