شکی نیست که کارگردان‌های بازی تاج و تخت، دیوید بنیوف و دن ویس، تغییراتی را هنگام اقتباس از شاهکار جرج. آر. آر. مارتین، نغمه‌ای از آتش و یخ، اعمال کرده‌اند. مرگ منس ریدر، خط داستانی سانسا در فصل پنج و هر چیزی که به دورن ربط داشته باشد(البته به غیر از مطالب اساسی)، تفاوت‌های چشمگیری داشته‌اند. بنابراین مشخص است که در فصل‌ پیش‌رو نیز شاهد تغییرات و تفاوت‌هایی خواهیم بود.

     گندری یکی دیگر از شخصیت‌هایی‌ست که دستخوش این تحولات شده است. در کتاب، او پس از این‌که سگ شکاری آریا استارک را می‌رباید، عضو انجمن برادران بدون پرچم باقی می‌ماند و حتی در کتاب چهارم، ضیافتی برای کلاغ‌ها، در نبردی زندگی برین از تارث را نجات می‌دهد. در سریال خط داستانی گندری با ادریک استورم، فرزند نامشروع دیگری از شاه رابرت، ادغام شده است. آخرین باری که گندری را دیدیم، اواخر فصل سه بود که با کمک داووس از زندانی در دراگون استون فرار کرد. در فصل هفتم، اگر پارو زدنش به پایان برسد و به داستان برگردد، قطعاً همه‌مان را حیرت‌زده خواهد کرد.

     یکی از غافلگیری‌هایی که از احتمال وقوع بالایی برخوردار است، می‌تواند به حقیقت پیوستن تئوری‌ای باشد که گندری را به عنوان فرزند مشروع و اصیل سرسی لنیستر معرفی می‌کند. در این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازیم.

     در فصل نخست، قسمت “The Kingsroad”، هنگامی که سرسی به همراه کتلین استارک بر بالین برندون شب زنده‌داری می‌کند، با کتلین ابراز همدردی می‌کند و درباره‌ی نخستین پسر خودش سخن می‌گوید: «موهای مشکی زیبایی داشت و مدت کوتاهی پس از تولدش، از دنیا رفت.» این صحنه، جزو لحظات کمیابی‌ست که بینندگان برای سرسی دلسوزی می‌کنند. چهره‌ی او محزون است و دلیلی به ما نمی‌دهد که گمان کنیم او پسری از شاه رابرت داشته که بعدها مرده است. (در کتاب‌ها سرسی هرگز به هیچ بچه‌ای به غیر از آن سه‌تایی که از جیمی داشت، اشاره‌ای نکرده است. بنابراین در این‌جا بررسی‌مان را محدود به سریال می‌کنیم.) آیا این بچه می‌تواند گندری باشد؟

     همچنین سرسی ذکر می‌کند که آن نوزاد شبیه به رابرت بود. آن گندری جوانی که ما می‌شناسیم نیز شباهت زیادی به رابرت دارد. هنگامی که ند استارک در قسمت “Cripples, Bastards, and Broken Things” با او ملاقات می‌کند، بلافاصله متوجه می‌شود که گندری پسر رابرت است. وقتی استنیس در قسمت “Second Sons” او را می‌بیند نیز همین اتفاق می‌افتد. معلوم است که فرزندان به والدینشان شباهت دارند، بنابراین شباهت گندری به رابرت چیزی را درباره‌ی سرسی ثابت نمی‌کند.

     همچنین سرسی اظهار می‌کند که هرگز فرزند از دست رفته‌اش را در آغوش نگرفته و این موضوع با توجه به عشق سرسی نسبت به فرزندانش، بسیار عجیب است. به علاوه، سرسی هرگز به اسم آن پسر اشاره‌ای نمی‌کند. با این حساب آیا این می‌تواند نشانه‌ای عمدی از سوی سازندگان باشد که با مخفی نگه داشتن هویت واقعی گندری، جذابیت بیشتری به داستان ببخشند؟

     سرسی رابطه‌ی پیچیده‌ای با رابرت باراثیون، شاه و همسرش داشت. در قسمت “The Wolf and the Lion” او اعتراف می‌کند که حتی پس از آن‌که فرزندانشان را از دست داده‌اند، نسبت به او حسی داشته که البته مدت کوتاهی نیز طول نکشیده است. پس از آن سرسی به رابطه‌اش با برادر دوقلو خویش، جیمی، بازگشته است. (البته اگر برای همیشه آن را ترک نکرده باشد!) جدای از این‌ها به نظر می‌‌رسد که سرسی از بزرگ کردن بچه‌ای غیر از بچه‌های جیمی، بیزار باشد. همان‌طور که جیمی هم در قسمت “The Lion and the Rose” اشاره می‌کند. (در گفتگویی با لوراس تایرل در عروسی جافری: «اگر با سرسی ازدواج کنی، او تو را وقتی در خواب هستی خواهد کُشت و اگر هم به طریقی موفق شوی بچه‌ای در شکم او بگذاری، او را هم خواهد کُشت.»)

     ولی سرسی، جیمی نیست. باور این‌که سرسی، کسی که بارها ثابت کرده در کنار تمایلش به ستمگری مادری متعصب و احساسی‌ست، بتواند فرزند خویش را بکشد سخت است. حداقل نه پس از این‌که آن را در آغوش گرفته باشد. خود سرسی بهتر از همه این موضوع را در گفتوگویی با سانسا در قسمت “A Man Without Honor” توضیح می‌دهد: «عاشق هیچ کس جز فرزندانت نباش که البته در این زمینه یک مادر هیچ انتخابی هم ندارد.» با این حساب امکانش وجود داشته که سرسی با تولد بچه‌ی رابرت کنار آمده باشد ولی به معنای این نیست که دلش می‌خواسته تا خودش آن نوزاد را بزرگ کند، خصوصاً با وجود برادر حسود و عاشق پیشه‌اش. همه‌مان از سابقه‌ی جیمی در کشتن بچه‌ها خبر داریم! و با توجه به علاقه‌ی زیادی که به سرسی دارد و تمام کارهایی که انجام داده تا در کینگز لندینگ کنار او باشد، فکر کردن به سرسی و رابرت به اندازه‌ی کافی برایش آزار دهنده است. بچه‌ی آن دو قطعاً می‌تواند او را تا مرز جنون ببرد! و سرسی نیز این را می دانست. پس در این صورت او با دو انتخاب رو به رو می‌شد: نگه داشتن آن نوزاد و بزرگ کردن آن برای جانشینی رابرت و یا دور کردن آن بچه و صبر برای تولد فرزندی از جیمی برای جایگزینی او. حال با فرض آن‌که سرسی می‌خواست فرزند رابرت را از او دور نگه دارد، چه‌گونه می‌توانست این کار را انجام دهد؟

     سرسی در گفتوگویی با کتلین استارک در قسمت “The Kingsroad” به حضور رابرت هنگام بردن جسد نوزاد اشاره می‌کند. بنابراین چه‌گونه ممکن است سرسی بدون آن‌که رابرت بفهمد، فرزند زنده‌‌اش را روانه کرده باشد؟ در گفتگوی سرسی و سانسا نشانه‌هایی وجود دارد: «هر بار که به زمان زایمانم نزدیک می‌شدم، عالیجناب همسرم، همراه شکارچیان و سگ‌هایش به جنگل می‌گریخت و وقتی باز می‌گشت، خز حیوانات و سر گوزنی به من تقدیم می‌کرد و من نیز فرزندی را به او.» هنگامی که رابرت به شکار و خوش‌گذرانی مشغول بود، استاد پایسل که در آن زمان از خدمتکاران وفادار و در دسترس سرسی بوده، به آسانی می‌توانست فرزند سالم و زنده‌ی سرسی را با نوزادی مرده عوض کرده باشد. همانند آن هنگام در کتاب رقصی با اژدهایان که وریس ادعا می‌کند پیش از آن که گرگور کلگین خانواده‌ی ریگار را بکشد، او اگان تارگرین پنجم(فرزند ریگار) را با کودک دیگری عوض کرده است. بنابراین جابه‌جا کردن نوزادان پیش از گندری نیز در داستان اتفاق افتاده است. سرسی می‌تواند پس از بازگشت رابرت از شکار، آن نوزاد مرده را نشانش داده باشد. ضمناً پسر سرسی می‌تواند در مکانی نزدیک به رد کیپ رشد کند، جایی که سرسی در زندگی او نباشد ولی همچنان حواسش به او باشد.

     گندری به عنوان یک روستایی در فلیباتم بزرگ شد. با این حال توانست نزد بااعتبارترین اسلحه‌ساز کینگز لندینگ شغلی پیدا کند. او چه‌گونه توانست توجه استاد مات را به خود جلب کند؟

     در سریال متوجه می‌شویم که مات، پس از آن‌که یک مرد مرموز دو برابر دستمزد معمول یک شاگرد به او پرداخت کرد، گندری را به شاگردی قبول کرد. آن مرد هویتش را پنهان کرد و این از آن دست کارهایی‌ست که وریس در آن استاد است. با این حساب مشخص است که یک فرد عالی رتبه در حال کمک به گندری بوده است. ولی سوال اصلی این است: “چه کسی؟” واضح‌ترین گزینه‌مان این است: “خود رابرت!” ولی رابرت هرگز توجه زیادی به فرزندان نامشروع و حرامزاده‌های فراوانش نداشت، حداقل نه در سریال. او در کتاب به دلیل آن‌که ادریک استورم از مادری نجیب‌زاده متولد شده بود، تنها نسبتش با او را تایید می‌کند.

     رابرت نسبت به آوردن میا استون به دربار که در ویل زندگی می‌کند نیز علاقه نشان می‌دهد که بعد سرسی او را از انجام این کار منصرف می‌کند. سرسی حتی می‌توانست تاثیرات بیشتری هم در تصمیمات رابرت داشته باشد و باعث شود رابرت به فززندان نامشروعش که در شهر زندگی می‌کنند تا حدی اعتنا کند. وقتی ند استارک دختر نامشروع رابرت، برا، را در فاحشه خانه‌ی پیتر بیلیش(قسمت “The Wolf and the Lion”) ملاقات می‌کند، اوضاعش کاملاً گویاست که رابرت هیچ علاقه‌ای به او ندارد و این تا حدودی توجیه می‌کند که اگر گندری واقعاً فرزندی نامشروع است، چرا هیچ اطلاعی از هویت پدرش ندارد.

     ند استارک پیش از دستگیری‌اش با سرسی ملاقات می‌کند(در قسمت “You Win or You Die”) و تایید می‌کند که حقیقت را درباره‌ی فرزندان او می‌داند. پس از مرگ ند، استنیس آن اطلاعات را در سراسر هفت قلمروی پادشاهی پخش می‌کند و جافری نیز در قسمت “The North Remembers” چند تن از محافظان طلایی‌اش را مامور می‌کند که تمام حرامزاده‌های پدرش را بکشند. سرسی هم این مطلب را در گفتگویی با تیریون در قسمت “The Night Lands” تایید می‌کند. در این زمان در حالی که هیچ دلیل آشکاری برای پیوستن گندری به نایتس واچ وجود ندارد، او برای این کار فرستاده می‌شود. در قسمت “Fire and Blood” گندری به آریا می‌گوید که استاد آهنگری‌اش از دست او خسته شده بود و او را روانه کرد که در واقع موضوعی عجیب است. می‌دانیم که گندری آهنگر بسیار با استعدادی‌ست پس به چه دلیلی استادش او را بیرون کرد؟ آن هم هنگام جنگ که نیاز به شمشیرهای خوب است.

     در این زمان نیز گمان می‌کنیم کسی به کمک گندری آمده باشد. ولی چه کسی؟ ند، رابرت و جان آرین، هر سه مرده بودند. سرسی بهتر از دیگران می‌دانست که هیچ کاری از جافری بعید نیست. اگر او مادر گندری‌ست، ممکن است کسی باشد که از گندری محافظت می‌کند و در آن موقعیت به استاد مات دستور داده باشد که او را روانه کند. می‌دانیم که سرسی دیوار را جای خطرناکی به حساب نمی‌آورد و بنابراین ممکن است آن‌جا را پناهگاه امنی برای مخفی کردن فرزندش دانسته باشد.(در کتاب، دستور کشتن فرزندان نامشروع رابرت را سرسی صادر می‌کند و نه جافری. به علاوه که سرسی در کتاب هرگز به آن پسر زیبایش با موهای مشکی اشاره‌ای نمی‌کند و در واقع این‌ها ترک زندگی و مکان امنش در کینگز لندینگ را عجیب و مرموزتر هم می‌کند.)


      ⚠️ خطر افشای داستان:

     در ماه‌های اخیر، خبر رسیده که گندری در فصل هفت بر می‌گردد. مدتی پس از مرگ جافری، سر داووس سی ورث، گندری را از سیاه‌چال استنیس باراثیون آزاد کرد. در قسمت “Valar Morghulis” پیش از آن‌که او پارو زدن را آغاز کند، داووس راه بازگشت به کینگز لندینگ را نشانش داد. هنوز نمی‌دانیم که آیا گندری به کینگز لندینگ بازگشته یا نه و یا اگر بازگشته، چه زمانی بازگشته؟ ولی اگر او به مقر پادشاهی بازگشته باشد، قطعاً سرسی از آن اطلاع دارد، اما احتمالاً در آن زمان به خاطر مرگ جافری آن قدر پریشان و آزرده خاطر بوده است که این گونه بی‌توجهی‌اش توجیه شود و از طرفی دیگر نیز ممکن است دانستن این‌که فرزند پنهانی‌اش زنده و سالم است و ادعا و علاقه‌ای به تخت آهنین ندارد، به بهبود حال او کمک کرده باشد.


     یکی از اصلی‌ترین مواردی که تئوری‌مان را رد می‌کند، پیشگویی مگی دفراگ در قسمت “The Wars to Come” است. مگی به سرسی می‌گوید که شاه بیست فرزند خواهد داشت و تو سه‌ فرزند.(که البته دارد: جافری، میرسلا و تامن.) ولی از طرفی هم نمی‌توان تنها به یک پیشگویی تکیه کرد. پیشگویی‌ها با توجه به انتخاب‌های انسان قابل تغییرند. منظور از سه فرزند سرسی می‌تواند همان سه‌تایی باشد که همه می‌شناسند و گندری چه فرزند او باشد و چه نباشد، اسماً فرزند او به شمار نمی‌رود و خود سرسی نیز هیچ حرکتی حاکی از پذیرفتن و تایید این‌که گندری فرزند اوست از خود نشان نداده است. بنابراین این تصمیمات او هستند که این پیشگویی را تا این‌جا به واقعیت تبدیل کرده‌اند.

     به هر سو اگر سخن ملیساندرا درست باشد، گندری باعث سقوط و صعود پادشاهان خواهد شد و این کاری نیست که او به عنوان یک حرامزاده‌ی دون‌پایه بتواند انجام دهد. حقانیت، چه به دلیل تولد و چه حکم سلطنتی در طالع او رویت می شود…

پایان

  • پیامد پیروزی سرسی لنیستر

         دنیای آشفته‌ی مارتین شاهد پادشاهان زیادی بوده. تارگرین‌های خودخواه، تارگرین‌های زناکا…
  • پیامد پیروزی دنریس تارگرین

         دیگر وراثت عامل معناداری برای تکیه زدن بر تخت آهنین نیست. تارگرین‌ها سلطنت را در شورش…
  • حاکم راستین (تکمیلی)

           پیش از این در مقاله‌ی “حاکم راستین” به بررسی برخی از شخصیت‌های محتمل بر…
  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

پاسخ دهید

بررسی کنید

دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

     آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …