دنیای آشفته‌ی مارتین شاهد پادشاهان زیادی بوده. تارگرین‌های خودخواه، تارگرین‌های زناکار، تارگرین‌های دلسوز، تارگرین‌های مست و بیش از همه تارگرین‌های دیوانه! ولی در دهه‌های اخیر و با شورش غاصب، حکومت تغییر کرد. گرچه این دگرگونی تأثیر چندانی به حال مردم نداشت. فقط به‌جای تارگرین‌ها، شاهد باراثیون‌های مست، باراثیون‌های ظالم، باراثیون‌های بی‌اقتدار و باراثیون‌های دیوانه بوده‌ایم و حالا هم که سلطنت به لنیسترها رسیده است.

     سرسی لنیستر، نامی که نفرت اکثر بینندگان و خوانندگان را بر می‌انگیزد و شاید این نفرت بی‌دلیل هم نباشد. در هر صورت نبرد بر سر تخت آهنین ادامه دارد. تارگرین‌هایی که سلطنت را پس می‌خواهند، لنیسترهایی که عطش قدرت دارند و تمام مدعیانی که از هر طرف سر بر آورده‌اند و آرزوهای بلند پروازانه دارند. ولی سرانجام تخت آهنین از آن کدام یک از این مدعیان خواهد شد؟

     حدس و گمان‌هایی در این باره را شاید بتوان اتلاف وقت نامید زیرا مارتین همیشه در آخرین لحظه همه‌مان را حیرت‌زده می‌کند و تجربه ثابت کرده که پیشبینی آن‌چه جرج در سر دارد، غیر ممکن است! ولی تحمل کردن این روزها هم سختی‌های خودش را دارد و شاید در این زمان غیر ممکن‌تر از پیشبینی داستان مارتین، فکر نکردن به آن باشد! پس در این مقاله قصد نداریم فکر مارتین را بخوانیم، بلکه می‌خواهیم با توجه به شناختی که تا این‌جا از شخصیت‌های بازی تاج و تخت داریم، پیشبینی کنیم سلطنت آن‌ها چه پیامدهایی برای وستروس در بر خواهد داشت. در مقاله‌ی پیشین به پیامد پیروزی دنریس تارگرین(این‌جا) در نبرد نهایی بر سر تاج و تخت پرداختیم و دریافتیم که اگر دنریس ملکه‌ی وستروس شود و سلطنت را به تارگرین‌ها برگرداند چه سود و زیانی برای این سرزمین خواهد داشت. در این مقاله قصد داریم همین مطلب را درباره‌ی سرسی هم بررسی کنیم تا دریابیم اگر سرسی بتواند حکومت را برای لنیسترها حفظ کند، چه بر سر جهان خواهد آمد؟ با ما همراه باشید.

  • لنیستر دیوانه

     مد کویین از آن تئوری‌هایی‌ست که این روزها کمتر کسی را می‌توان یافت که آن را نشنیده باشد. در این تئوری که سرسی را همانند اریس تارگرین دیوانه می‌داند، گمان می‌رود که سرسی قصد قتل‌عام تمام مردم را داشته باشد ولی این به هیچ وجه عقلانی نیست. سرسی شاید دیوانه باشد ولی حرص قدرت نیز دارد و همواره در تلاش است تا برتری خود را نسبت به جمعی که در آن قرار دارد، اثبات کند. اگر سرسی بخواهد همه‌ی مردم را بکشد، آن وقت کسی را نخواهد داشت که قدرتش را به رخش بکشد و وقتی همه مرده باشند دیگر سلطنت هیچ معنایی ندارد.

     سرسی را شاید بتوان لنیسترترین فرزند تایوین دانست. او همواره اهمیت خاصی برای خاندانش قائل است و همچون پدرش تلاش می‌کند تا از هر موقعیتی برای افزایش قدرت و ابهت خاندان بهره ببرد. تجربه ثابت کرده هر کسی که مانع راهش شود، زنده می‌سوزاند و فرقی هم ندارد که آن شخص، شاه مملکت باشد یا خدمتکاری دروغگو. سرسی زبان هر کسی که ادعای قدرت کند را تکه تکه می‌کند. سرسی سر هر کسی که بخواهد به عزیزانش صدمه بزند را قطع می‌کند. در واقع شاید او را بتوان ملکه‌ای سخت‌گیر دانست که در کمتر موردی بخشندگی‌اش شامل حال مجرم شود. البته وستروس به این خشونت نیاز دارد. وقتی مردم از ملکه‌شان بترسند، قطعاً تعداد مدعیان سلطنت و طمع‌کاران دروغگو کاهش خواهد یافت.

     می‌دانیم سرسی ملکه‌ای کینه‌توز است و از گناه کسی نمی‌گذرد، همان‌گونه که نسل تایرل‌ها را منقرض کرد.(مشخص است که در این‌جا منظور سریال است، نه کتاب.) لیدی اولنا تایرل، توانایی به‌جا گذاشتن وارث برای تایرل‌ها را ندارد و پس از انفجار سپت نیز هیچ یک از پسران تایرل زنده نماندند که وراثت را به عهده بگیرند و یا وارث آینده‌ای برای خاندان تولید کنند. این تا این‌جا به معنای انقراض تایرل‌هاست. این داستان تا حدودی شامل حال استارک‌ها نیز می‌شود. ند، راب و ریکان مرده‌اند و برن نیز توانایی تولید مثل ندارد. جان اسنو هم که اصلاً استارک نیست. پس این نیز به معنای انقراض استارک‌ها در آینده‌ای نزدیک است. این بلایی‌ست که بر سر دشمنان لنیستر می‌آید! و حالا هم نوبت به دنریس تارگرین و مارتل‌هاست. خشونت سرسی می‌تواند وستروس را به حالتی مناسب و پایدار برساند ولی وقتی او دشمنی را برابر خود حس کند به راستی به مد کویین تبدیل می‌شود و آن وقت از این ملکه‌ی دیوانه هر کاری بر می‌آید و هر چیزی را فدا می‌کند تا دشمنش را از سر راه بردارد. همان‌گونه که دیدیم، در واقع سرسی به صورت غیر مستقیم مسبب مرگ فرزندان خود بود و این بهایی بود که برای رسیدن به اهداف شومش پرداخت. طبیعتاً هر چیزی بهایی دارد و این ذره‌ای از ارزش تاکتیک‌ها و مهارت سرسی در حل مشکلاتش نمی‌کاهد.

     شاید سرسی به آن اندازه‌ای که خودش می‌پندارد، باهوش نباشد ولی شکی نیست که همچنان از شخصیت‌های زیادی در داستان باهوش‌تر است. شاید روش‌های خشونت‌آمیز و حتی اشتباهی را برای حل مشکلاتش انتخاب کند ولی تا این جای کار همین روش‌ها نتیجه‌ی مطلوب را برایش به دست آورده‌اند و همین اندازه پیروزی برای یک ملکه کافی است.

     درست است که سرسی همانند رنلی و یا حتی رابرت مورد علاقه‌ی مردم نیست ولی همه‌ی آن‌ها می‌دانند که باید از او فرمانبرداری کنند وگرنه عاقبت خوبی در انتظارشان نخواهد بود و این اطاعت حاکی از ترس نکته‌ی مثبتی برای سلطنت سرسی محسوب می‌شود. اما این اطاعت نیز زمان و حدی دارد و اگر سرسی ذره‌ای ضعف از خود نشان دهد، شامگاه سقوطش فرا می‌رسد. مردمی که از او می‌ترسند و متنفرند در خانه‌های خود پنهان می‌شوند و برای موقعیت مناسب صبر می‌کنند تا از ملکه‌ی دیوانه‌شان انتقام بگیرند. آن‌ها هیچ‌ وقت نخواهند فهمید که همین ترس بوده که به وستروس صلح و امنیت بخشیده. آن‌گاه شاید سرسی پایانی همچون مد کینگ داشته باشد…

     در صورتی که شاهد سلطنت طولانی سرسی باشیم، قطعاً این حکومت با اقتدار و خودسری معمول او همراه خواهد بود. سرسی قدیمی، گروه خلافکار خودش را داشت که به او مشاوره می‌دادند و در عملی کردن نقشه‌هایش به او کمک می‌کردند. کسانی مثل استاد پایسل، لنسل لنیستر، برادران بلک‌واتر و ندیمه‌های معتمد زیادی که در آخر به او خیانت کردند. اما پس از مدتی انگار سرسی درس جدیدی آموخته بود. او به‌جای این‌که به عنوان رهبر شورایش عمل کند، بازی تک نفره‌ای را در پیش گرفته و از اطرافیانش فقط به منظورهای مختلف استفاده می‌برد. سرسی فعلی، هیچ مشاوره‌ای قبول نمی‌کند و نقشه‌هایش را با احدی در میان نمی‌گذارد. البته با توجه به آن‌چه پشت سر گذاشته نمی‌توان بر او خرده‌ای گرفت. گرچه سرسی از دنریس زیرک‌تر و با تجربه‌تر است اما در قسمت خودسری و لجبازی می‌توان آن‌ها را یکسان دانست. درحالی‌که دنریس با بهترین مشاوران وستروس احاطه شده، سرسی را مردان بی‌خرد احاطه کرده‌اند. با این حساب، ملکه سرسی حق دارد که از آن‌ها مشورت نگیرد اما این در صورتی‌ست که سرسی به هر نحوی که شده از پس مشکلاتش بر می‌آید و دشمنانش را به سرعت از سر راهش بر می‌دارد. دنریس در رویارویی با مشکلات دست و پایش را گم می‌کند و صبر می‌کند تا راه چاره‌ای از آسمان برسد و از شانس خوبش همیشه هم می‌رسد! با این حساب مهارت سرسی در کنترل اوضاع و حل مشکلاتش مثال‌زدنی‌ست.

     از طرفی دیگر، سرسی با منفجر کردن سپت بیلور اقتداری از خود نشان داده و این به نوعی پیامی برای تمام دشمنانش است تا آن‌ها را از عاقبت‌شان آگاه کند و این اقتدار -قطعاً پس از نبرد نهایی- می‌تواند تا مدت‌ها صلح و امنیت را به وستروس اهدا کند. در واقع شاید سانسا چندان هم بیهوده نگفته باشد: «سرسی شایسته‌ی تحسین است.» سرسی گرچه پیراهن بر تن دارد ولی از مردمان بسیاری که زره‌های آهنین بر تن می‌کنند، جنگجوی بهتری‌ست.

     سرسی ناظر بر سلطنت چهار پادشاه بوده و فراز و نشیب‌های سه‌تا از آن‌ها را از نزدیک لمس کرده است. حتی می‌توان گفت او پیش از این سه بار حکومت کرده است و در این زمان راه و روش‌های گوناگونی را امتحان و یا حداقل نظاره کرده است. سرسی به خوبی می‌داند که نه دیوانگی اریس، نه جنگاوری رابرت، نه ستمگری جافری و نه حتی مهربانی تامن کارساز نیست. حتماً دلیلی دارد که ملکه تا به حال توانسته از تمام اتفاقات دنیای آشفته‌ی مارتین جان سالم به در ببرد و این دلیل هرچه باشد، لابه‌لای سیاست و ذکاوت سرسی جای خوش کرده است.

     در این مقاله و مقاله‌ی پیشین، موارد بسیاری برای اثبات برتری حکومت سرسی به دنریس بیان شد. بر خلاف ملکه‌ی جوان، سربازان سرسی وحشی‌های غارتگر نیستند و اژدهایان او مردم را زنده زنده کباب نمی‌کنند. او از پس مشکلات بر می‌آید و باهوش، مقتدر و سرشار از تجربه است و از تایوین لنیستر بزرگ درس سیاست آموخته و ابهتش دشمنان را می‌ترساند. با این حال همچنان نفرت بیش از حد همگان از سرسی حیرت‌آور است.

     اگر برای لحظه‌ای تعصب را کنار بگذاریم، برای هر کسی مشخص می‌شود که سرسی همان ملکه‌ی قدرتمند و با فکری‌ست که وستروس نیاز دارد تا نجات یابد. وستروس به جنون، ستم، زور بازو و یا حتی عشق و مهربانی نیاز ندارد. هیچ یک از این‌ها قدرتی ندارد. وستروس به قدرت نیاز دارد و فقط سرسی می‌داند قدرت حقیقی چیست: «فقط قدرت، قدرت است.»

پایان

  • پیامد پیروزی دنریس تارگرین

         دیگر وراثت عامل معناداری برای تکیه زدن بر تخت آهنین نیست. تارگرین‌ها سلطنت را در شورش…
  • آیا سرسی همان مادر رازآلود گندری‌ است؟

          شکی نیست که کارگردان‌های بازی تاج و تخت، دیوید بنیوف و دن ویس، تغییراتی را هنگام اقت…
  • حاکم راستین (تکمیلی)

           پیش از این در مقاله‌ی “حاکم راستین” به بررسی برخی از شخصیت‌های محتمل بر…
  • دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

         آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …
  • دختری که بوسیده نشد

         در هیاهوی نبرد بلک واتر، آن هنگام که شبح سبز تاریکیِ شب را دریده بود، صدای قدم زدن دخ…
  • چگونگی مقابله با وایت‌واکرها

         بر خلاف مجموعه کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش، در سریال بازی تاج و تخت اشارات بسیاری به…

پاسخ دهید

بررسی کنید

دنیای بی‌رحم نغمه‌ای از یخ و آتش

     آیا مارتین از کشتار شخصیت‌ها و آزار خوانندگان کتاب و بینندگان سریال لذت می‌برد؟      …